تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
إستثنا و إستثناى در إستثناء ! از حرمت أكل چهار چيز صورت إضطرار إستثنا شده و خوردن گوشت ميته و گوشت خنزير و خون حيوان چه از حلال گوشت كه طاهر است و چه از حرام گوشت كه نجس است ، جايز است و بحث إضطرار و عسر و حرج و مجبورى در حدود الشريعه ج 1 / 58 طبع اخير تفصيل داده شده است . إستثناى از إستثنا إضطرار ، آنگاه حرمت خوردن چهارچيز و گوشت قمار « استقسام » را حلال مىكند كه مكلّف مضطر « عادى » و « باغى » و « متجانف » به گناهى نباشد و گرنه إضطرار شرعاً رافع حرمت نيست ، هرچند عقلًا حفظ جان بر عادى و باغى و متجانف به إثم واجب و خوردن پنج چيز مذكور لازم است هرچند مكلّف مستحق عقاب باشد . معناى مستثناى دوم در صحيح ابان بن عثمان « باغى » به « باغى صيد » و « عادى » به « سارق » تفسير شده است و حتماً مراد به « باغى » كسى است كه براى شكار تفريحى به اماكن دور مى رود كه گاهى آب و غذا پيدا نمىتواند و سفر صياديكه براى دفع گرسنگى يا براى صيد مىرود كه آن را براى تحصيل نفقه واجب يا مستحبّه خود مىفروشد ، مراد نيست و ظاهراً اين دو مورد از باب مثال ذكر شده ، مقتضاى آيه مائده
« غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ »
اين است كه إضطرار معلول طلب معصيت مجوّز حرمت أكل پنج چيز مذكور نمىشود . « 1 » جمعى « عادى » را كه به معناى متجاوز است به اين معنى گرفته كه در خون گوشتهاى حرام را بيشتر از مقدار لازم بخورند و بعضى آن را به معناى طلب لذّت گرفته‌اند كه گوشت را فقط براى حفظ جان بخورد نه براى لذّت بردن . بحث مهمى در نتيجه‌گيرى
هامش
( 1 ) - در حرمت شكار لهوى اختلاف است به حدودالشريعه ج 1 / 426 مراجعه شود الطبعة الأخيره .