ممكن است اين نا آگاهان در نا آگاهى خود مقصّر بوده باشند كه قسمتى از گناه معصيت و ضلالت شان مربوط به خود شان است و قسمتى مربوط به اضلال كنندگان . لكن در صحيح محمد بن مسلم از إمام باقر ( ع ) آمده است كسى كه باب هدايت را ( تعليم دهد ) بسازد مزد هر كس كه به آن عمل كند به او مىرسد و از مزد عمل كنندگان كاسته نمىشود و كسى كه باب گمراهى را بسازد ( تعليم دهد ) بر او است وزر كسى كه به آن عمل كرده و از وزر عاملين آن كاسته نمىشود « 1 » . و مىشود كه آيه را بر مورد اضلال زبانى حمل كرد و روايت را بر تعليم و يا ساختن ابواب گناه مانند سينماها و مراكز فحشاء و شراب خانه ها و امثال اينها حمل كرد و تعارض در مقدار گناه از بين مىرود ؛ بلكه اين جمع مدلول لفظى آيه و حديث است و احتياجى به حمل ما ندارد . و نه به جمعهاى ديگرى كه بعضى از دانشمندان گفتهاند .
بلى نكته اى كه قابل ملاحظه است ، تفاوت آيه و حديث در يك امر ديگر نيز است كه آيه آن را مخصوص به جهل و نادانى پيروان نموده و حديث از اين جهت اطلاق دارد . ( دقت شود ) . در سوره مؤمن ( غافر ) آيه 47 و 48 آمده است :
« وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصِيباً مِنَ النَّارِ ، قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيها إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبادِ »
( غافر : 47 و 48 ) ؛ در اين آيه فرض جهل پيروان نشده و لذا در مقام جمع با آيه سابق حمل بر عالم بودن آنان مىشود و ضعف آنان موجب سلب اختيار آنان نمىگردد و همچنين حديث محمد بن مسلم نيز حمل بر علم عاملين به معصيت ، مىشود و لله الحمد حمداً غير متناهٍ لعدم تناهيه وجوداً و علماً و قدرةً و نوراً و كمالًا .
بهشتها
بهشت در قرآن مكرّراً به لفظ مفرد ( جنّت ) و به لفظ جمع ( جنّات ) آمده است و در سوره الرّحمن سه مرتبه به لفظ تثنيه آمده است :
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ
( الرحمن : 46 )
وَ مِنْ
هامش
( 1 ) - وسايل ج 11 / 438 و حدود الشريعه فى محرماتها ، 377 .