خدا و نبوت أنبياء و وقوع قيامت و فناى دنياى موجود و رفتن به بهشت و دوزخ مىباشد « 1 » تكليف إلهى را ترك كرده باشند . و از امتثال عبادات و يا مطلق اطاعت إلهى ( بنا براين كه مراد از عبادت مذكور در آيه معنونه مباركه ، اطاعت و فرمان برى مطلق احكام عبادى و توصلى باشد ) بدور شده باشند .
به اتفاق همهء مسلمانان متدين و تاريخ مسلّم آنان ، مخاطب اين آيه
« وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »
( الحجر : 99 ) تا روز آخر عُمْر نماز را ترك نكرد و حتى آمدن مسجد و نماز جماعت را كه عمل مستحب غير لازم است ترك نفرمود ، و حضرت على ( ع ) در نافله نماز صبح در مسجد ضربت خورد و با همان فرق شكافته نماز صبح را بجا آورد . حسين كه سيد جوانان اهل بهشت بود نماز ظهر روز عاشورا را بجا آورد و ساعتى بعد به شهادت رسيد .
طباطبايى در ( تفسير الميزان ) بيانى در علت عدم سقوط تكليف در دنيا دارد كه نه كامل است و نه مفيد يقين . اگر از همهء چيز بگذريم مخاطب به اين آيه شخص پيامبر ( ص ) است و در فرضى كه مراد از يقين همان يقين به عقايد و عالم آخرت باشد كه خاتم الأنبياء والمرسلين آن را در حيات خود تحصيل نموده است . تنها بر او عبادات - و نه ساير احكام تكليفى توصلى - واجب نيست و دليلى بر سرايت حكم آيه به ديگران حتى اوصياى او وجود ندارد .
هامش
( 1 ) - ممكن است مراد به يقين مرگ باشد يا آنچه درحين مرگ آدمى ، حقايق جهان برزخ و حقانيت عذاب كفار و ثواب مؤمنين آشكار مىگردد و در نتيجه يقين به معاد پيدا مىشود كه مستلزم يقين به وجود خدا و وجود ملائكه عذاب يا ثواب و نبوت أنبياء و وصايت اوصياء و دين الهى مىگردد والله العالم . قول دوم كه مراد به يقين مرگ باشد به مشهور علماء نسبت داده شده است و مؤيد اين نظر آيه 46 و 47 سوره مدثر است« وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ، حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُالمدثر : 46 و 47 دقت كنيد .