ولى حُسن عبادت و استحباب آن از حضرت نبوى ساقط نشده است . و لذا در مرض موت خود ، نماز را در مسجد انجام داد .
بلى اگر مراد به يقين ، موت باشد آيه دليلى بر سقوط لزوم عبادت از ايشان هم نيست . ولى اين تفسير جز شهرت تفسرى كه معتبر نيست دليلى قوى ندارد .
انصراف يقين به همان عقايد دينى و مراتب معارف و كمالى مىباشد كه معلول مكارم اخلاق و عبادت است . والله العالم .
پيامبر اسلام بعد از نزول وحى هرچند داراى يقين بود ولى متعلق يقين از نظر عرض و طول و سعه معارف بسيار مراتب متعددى دارد كه درجات كبير آن در قرآن بيان شده « 1 » و به مقدار مراتب أنبياء
« تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ . . . »
( البقرة : 253 ) متفاوت است ، درجه يقين آن حضرت ( ص ) در ابتداء هرچند از درجه يقين نهايى بسيارى از عابدين اولين و آخرين كمّاً و كيفاً ممكن است خيلى بالاتر باشد ولى نسبت به نفس مقدسه مطهره و واسعهى او مرحلهى ابتدايى باشد . و بايد در طول عمر بوسيله عبادات و ترويج دين و غيره به حد كمال خود كه براى او ممكن است برسد و ما نبايد كار پاكان را به كار خود قياس كنيم .
تفسير سوره نحل « 2 »
مقام إنسان
« خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ »
( النحل : 4 )
إنسان را از نطفهاى آفريديم كه مدافع و سخنگوى آشكار خود شد و يا با خالق خود به مخاصمه و مجادله بر خواست .
هامش
( 1 ) -« وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَالأنعام : 132
( 2 ) - اين سوره مكى و مدنى است و داراى 28 آيه مىباشد .