قرآن مؤيد آن است ، چگونه مى توانيم ادعا كنيم كه بشر براى عبادت آفريده شده و گرنه در روان و عقل و روح و غرايز بشر ، علاقه به دين طورى نهادينه مىشد كه اكثريت به آن پاى بند مىگرديد .
سؤال
عقل مىگويد افعال عقلاء بايد تابع اغراض مفيد باشد و كار بى هدف صالح ، زشت و قبيح مىباشد و خداوند حكيم خالق عقل است ، بطريق اولى بايد افعال او تابع علت غايى مفيد باشد .
و به عبارت ديگر نياز عمل حادث موقوف بر علل چهارگانهء خود و ضرورت آن ، حكم عقل نظرى مىباشد و لزوم اين كه غايت و غرض بايد مفيد و نيكو بلكه به مقدار ممكن بهترين و مفيد ترين باشد ، حكم عقل عملى مىباشد « 1 » .
« الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ . . . »
( السجدة : 7 )
ولى تشخيص علت غايى گاهى براى عقل ميسر است و گاهى متعذر و حتى نا ممكن ، در اين مقام تنها منبع فهم علت غايى از خلقت و آفرينش انسان قرآن مجيد كلام خود خداوند خالق است و عقل در آن راهى ندارد و اين هم آيات چندى از كلام خداوند كه فعلًا آن را در ذهن داريم :
1 -
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
( الذاريات : 56 ) و كلمه لام ظهور در عليت غايى دارد .
هامش
( 1 ) - در مورد خلقت آسمانها و زمين مثلًا ذكر شده كه نيافريديم آنها را مگر به حق و ياوَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَالأنبياء : 16ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا . .آلعمران : 191قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدىطه : 50 بعيد نيست كه مراد اين باشد كه هدايت تكوينى علت غايى خلق همه اشياء است .