احاديثى است كه در كتب حديثى آنان وارد شده است ما در دو مقام بحث مىكنيم :
اول : در احاديث شيعه كه مدرك عدهاى از محدثين شيعه در قول به تحريف است :
اولًا اين احاديث به دو گونه است يكى روايات ضعيف السند كه از راويان مجهول و يا دروغگو نقل شده ، اين گونه روايات فى نفسه معتبر نيست و حتى كراهت و يا استحباب چيزى به آن ثابت نمىشود تا چه رسد كه در مورد نقص كلام الله مورد استدلال قرار گيرد .
دوم : روايات معتبر السند است كه به هفت عدد نمىرسند و بزرگان إماميه به اين چند حديث إعتنا نكرده و آنها را واجب التأويل دانستهاند و يا علم به مراد آنها را به قايلش برگردانيدهاند . و اين روايات در كتاب قرآن جزء دوم معجم الأحاديث المعتبره در باب 8 ص 381 و غير آن ذكر شده است كه محققين به آنجا مراجعه كنند « 1 »
ممكن است دانشمندى بگويد روايات ضعيف السند در فرضى بى اعتبار و قابل ردّ است كه كم باشد ، اما اگر به اندازهاى كه موجب صحت إطمينان به صدور آنان از حضرت پيامبر ( ص ) يا إمام بگردد ، ضعف سند به اعتبار متن ضرر نمى رساند ؛ زيرا إطمينان به صدور مدلول براى اثبات مطلب كفايت مىكند إطمينان از هر سببى پيدا شود عقلاء آن را حجت مىدانند و روش حضرت پيامبر ( ص ) و إمام ( ع ) در نظام زندگانى شان اعتماد بر إطمينان بوده . به هر حال إطمينان و وثوق در نظر عقلاء حجت است و عرفاً مغاير با ظن است كه قرآن آن را حجت نمىداند و مىفرمايد :
« وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً »
( النجم : 28 ) إطمينان فوق ظن است ظن از 51 در صد شروع و تا 90 در صد مثلًا و پس از آن إطمينان است وقتى به صد رسيد قطع مىشود و قطع حجت عقلى است كه در علم اصول فقه بيان شده است .
در جواب مىگوييم بلى آنچه مىگويند درست است ولى در كثيرى از روايات مرسله و ضعيف السند كه راويان آنها دروغگو يا مجهول الحال است ، مشكله تنها در سند آنها نيست ؛
هامش
( 1 ) - يك دليل ديگر نيز بر صيانت قرآن وجود دارد كه در ضمن احاديث اهل سنت ذكر مىشود