بلكه مشكله در دلالت و مضامين آنها نيز وجود دارد به بيان اين موضوع مهم توجه كنيد .
هر منزّل قرآن نيست
هر چه قرآن است حتماً وحى آسمانى نيز مىباشد ؛ يعنى هر كس كه به نبوت و رسالت حضرت محمد ( ص ) إيمان داشته باشد مىداند كه تمام قرآن از جانب خداوند وحى شده و حتى يك آيه هم از پيامبر اسلام نيست « 1 » پس هر قرآن وحى منزل است ولى هر منزّل قرآن نيست اين موضوع نيز مسلم است و از كتاب بخارى ( كتاب فضايل قرآن حديث صفوان در مورد احرام واجبه ) و ساير كتب احاديث استفاده مىشود كه مطالبى را خداوند تعالى برسول خود وحى نمود كه در قرآن بيان نشده است بنا براين هر منزّل قرآن نيست .
وقتى اين دو قاعده روشن و فهميده شد خوانندگان عزيز مى دانند كه بسيارى از روايات ضعيفى كه به آنها در اثبات تحريف قرآن استدلال شده غلط است و ربطى به كم شدن از قرآن ندارد ؛ مثلًا در روايتى وارد شده كه آيه مباركه چنين نازل شد :
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ
( فى على )
وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ . . . »
( المائدة : 67 ) ؛ مىگوييم اين حديث دلالت بر نقص قرآن نمىكند چون كلمه ( فى على ) منزّل غير قرآنى بوده معروف است كه عام بر خاص دلالت نمىكند .
در اين مطلب دقت كنيد كه براى اصلاح ساده لوحان محدثين بسيار راهگشا مىباشد . والله الهادى والمرشد الى الصواب .
در پايان خوانندگان متتبع را به مقدمه تفسيرالبيان استاد بزرگوار حضرت آقاى سيد ابوالقاسم خويى ( ره ) حواله مىدهيم كه حق مطلب را ادا كرده است و نيز به ص 381 تا ص 386
هامش
( 1 ) - در زمان ما يك نويسنده مصرى و يك نويسنده ايرانى پيدا شدند و ادعا كردند كه قران از گفتار خود پيامبر اسلام ( ص ) است نه وحى خداوند ولى مسلمانان مصر و ايران حرف آنان را رد كردند و ظاهراً هردو نفر به كشور هاى غربى رفته اند خداوند هردو نفر را هدايت كند . و رد تفصيلى اين قول در همين كتاب ذكر شده است .