و پس از وفات پيامبر ( ص ) در زمان خليفهء اول و خليفه سوم به تدوين آن عنايت بليغى صورت گرفت و طبق روايتى كه مشهور است اميرالمؤمنين جداگانه آن را تدوين نمود .
3 - قرآن مانند ديوان شعر يا كتاب دعا نبود كه از تحريف و كم و زيادتى آن كسى خبر نمىشد ، اولًا كتاب ربّ العالمين بود و ثانياً كتاب عبادى و كتاب معاملاتى و حقوقى و جزايى و به طور كلى قانون اساسى مسلمانان بود و حكومت ها همه فرامين و احكام سياسى و دينى اجتماعى و حقوقى و مالى خود را بر آن عيار مى ساختند و به آيات آن استناد مىجستند در نماز ها و خطبه ها به آنها استشهاد مىكردند . مشكل است كه چنين كتابى كم و زياد شود و كسى نداند و اختلافى واقع نشود .
4 - قرآن از تحريف تورات و انجيل خبر داده و مسلمانان عصر نبوت را هشدار داده بود و لذا مسلمانان در اين مورد غافل نبودند و به صيانت كتاب آسمانى خود توجه داشتند .
پيامبر امى ( ص ) كه نه مى نوشت و نه نوشته ها را خوانده مى توانست براى حفظ و نگهدارى قرآن نويسندگانى داشت ، و جماعتى از صحابه مؤظف بودند آنچه وحى مىشد ، بنويسند و همين نوشتهها بود كه پس از وفات آن حضرت ( ص ) همهى آيات قرآن تدوين شد و قرآن سالم باقى ماند . شايد همين مطالب پنجگانه قرينه شود كه مدلول آيه مباركه
( وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ )
را به معناى حفظ همهى قرآن بدانيم ، خصوصاً كه جملهء اسميه از نظر ادبى به معناى دوام و استمرار مىآيد .
برهان ديگر در قرن 21 ميلادى و 15 هجرى قمرى
چند ماه قبل ( اوايل سال 1395 ش ) راديوها و تلويزيون ها و به طور كلى خبر گزارىها گزارش دادند كه يك نسخه از قرآن مجيد به تازگى پيدا شده است . و طبق تشخيص كارشناسان بر اساس ابزار علمى امروز ، نسخهء مذكور يا از زمان حضرت خاتم النبيين ( ص ) يا از زمان قريب به زمان آن حضرت ، بوده است .