تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
« كتب » باهم كردن پوست به پوست بوسيله خياطى و دوختن است يقال : « كتبتُ السقاء و كتبتُ البغلة » ؛ يعنى جمع كردم بين دو لب او به حلقه‌اى و در عرف به يك جا كردن بعضى حروف به بعض ديگر به خط و گاهى به خود حروف مضمومه به لفظ هم گفته مىشود « 1 » مانند
ذلِكَ الْكِتابُ . .
آتانِيَ الْكِتابَ ؛
كتاب در اصل مصدر است بعد مكتوب فيه ( آنچه كه در آن نوشته مىشود ) كتاب ناميده شده ؛ مانند
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً . . .
( النساء : 153 ) مقصود صحيفه ايست كه در آن نوشته وجود دارد و به همين جهت فرموده است :
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ . . .
( الأنعام : 7 ) و ( نيز ) از اثبات ، و تقدير و ايجاب و فرض و عزم به كتابت تعبير مىشود ( و پس از ذكر مثالها از آيات قرآن مىگويد : و به كتابت از قضاى امضا شده ( نيز ) تعبير مىشود و بر همين معنى حمل شده است ،
بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
( الزخرف : 80 ) ؛ و معناى :
« قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا . . . »
( التوبة : 51 ) ؛ تقدير و قضا است . و كلام راغب در اين مقام دراز است ؛ ظاهراً مراد راغب از بحث مفصّل او اين نيست كه ماده كتب مشترك لفظى بين معانى مذكور است ؛ بلكه اين معانى از مصاديق متنوع مفهوم آنست كه قرآن آنها را به عنوان مشتقات كتابت قصد كرده است . والله العالم .

درس بزرگ

« وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ »
( الحجر : 6 ) ؛ مشركين مكه به پيامبر اسلام صريحاً مىگويند مؤكداً تو ديوانه‌اى ولى نه پيامبر به جواب توهين آنان توهين كرده و نه
هامش
( 1 ) - به اين اعتبار اطلاق كتاب بر الفاظى كه جبرئيل براى حضرت نبوى بيان مى داشت بلا مانع است ولى اين اعتبار در عرف ما تقريبا متروك است . و اصطلاح عصر نزول قرآن را من نمىدانم ؛ بلى گمان مىكنم مراد از كتاب در قرآن الفاظ قرآن است به يكى از دو اعتبارى كه در متن ذكر كرديم مجاز است و لفظ كتاب امروز بر آيات اطلاقش حقيقى است ؛ بلكه در زمان آن حضرت ( ص ) پس از نوشتن آيات هم استعمال حقيقى بوده است .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 252 | الشيخ محمد آصف المحسني