گانه باستثناى وسوسه ، به شيطان نسبت فعل مباشرى نيست ؛ بلكه تسببى است كه به سبب وسوسه شيطان ، پيدا مىشود .
شيطان در روز قيامت مىگويد :
« وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ . . . »
( ابراهيم : 22 )
من بر شما تسلّطى نداشتم مگر اين كه ( بوسيله وسوسه ) شما را ( به سوى معاصى ) خواندم و دعوت كردم شما هم ( به رضا و اختيار خود ) پذيرفتيد بنا براين مرا سرزنش نكنيد و خود را سرزنش كنيد در آيه 99 و 100 سوره نحل چنين مى خوانيم : شيطان بر آنانيكه إيمان آورده اند و بر پرودگار شان توكّل مى نمايد تسلّطى ندارد . تنها سلطان و تأثير او بر كسانى است كه سرپرستى او را مى پذيرند و بر كسانى كه او را شريك با خدا ( در اطاعت ) قرار داده اند .
بنا براين به همين مقدار ، همه چيز حل مىشود ، بلى اگر كسى خواسته باشد در خصوصيات مطالبى كه در امور متقدمه ، بيان شد تحقيق بيشترى كند ممكن است نكات خوبى را به دست بياورد والله الموفّق .
شيطان به عزّت خداوند قسم خورده كه همهى بنى آدم را گمراه مىكنم مگر بندگان مخلص تو را ، خدا هم فرموده كه تو و پيروان تو را به دوزخ مى برم .
نكته اخير اين كه وسواس خنّاس ، منحصر به شيطان نيست كه آدمى زاد گمراه كننده را نيز شامل مىشود
« مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
( الناس : 4 و 5 و 6 )
همانگونه كه وسوسه مردم آدمى را مجبور نمى تواند و چنانچه تصوّرات بد خود إنسان او را به گمراهى مجبور نمىسازد همچنين وسوسه جنّى ها كسى را مجبور به معصيت نمى تواند .