ولى تصوّر إعاده نبات و جماد و ميليونها نوع حيوانات و ساير موجوداتى كه ممكن است در ساير كرات كهكشان ها باشند و چه بسا كه حقايقى متباين جماد و نبات و حيوان و إنسان و پرى باشند كه فعلًا در تصور و فهم ما نمىآيند خصوصاً كه گفته شود اجسام همهى كرات ( سيارات و ستاره ها ) موجوده بعينها بر مى گردند ، قولى است خارج از ظرفيت عقل بشرى .
بلى اگر إعاده مخلوقات را در هر دوره به توسط انفجار عظيم كه امروز إدّعا مىشود فرض كنيم مشكلى ندارد . والله العالم .
و ممكن است بين آن تصور مبهم و اين فرض ممكن مراتب ديگرى براى إعاده مخلوقات باشد كه ادراك آن از عقل و علم محدود امروزى ما بدور بوده و در علم غيرمتناهى واجب الوجود ، انتظام يافته و طبقه بندى شده باشد
ممكن است كه كلمه « خلق » در آيات مورد بحث يا در تعدادى از آنها به معناى مصدر باشد نه به معناى مفعول و مخلوق ، يعنى پس از خرابى جهان و محاسبه مكلّفين در ميدان حساب و رفتن به دوزخ و بهشت آفريدن يا آفرينش ، إعاده مىگردد .
نفى برزخ يا كم شمردن عمر دنيوى
« وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ »
( يونس : 45 )
روزى كه آنان ( ظالمان ) را جمع مىكند گويا آنان جز ساعتى از روز را مكث نكردهاند ، بين خود شناسايى پيدا مىكنند ، مؤكداً آنانى كه به ملاقات خدا ( و حضور در ميدان حساب ) تكذيب كرده بودند زيان مى بينند و از جمله هدايت يافتگان نيستند .
در اين آيه دو احتمال است : يكى اين كه روز قيامت آنقدر طولانى است كه شصت ، هفتاد سال عمر دنياى خود را بمنزله درنگ كردن ساعتى مىشمارند .
دوم : اين كه مراد اين باشد كه كفّار پس از مردن ، گذشت هزاران سال در برزخ را مانند