گى امّت پس از دوره اول إنسانها مىباشد :
« وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
( النحل : 93 ) »
البته إضلال و هدايت باز نه بحسب دلخواه و اراده جزافى كه از حكمت و عدالت خدا بدور است ؛ بلكه بحسب اطاعت و معصيت خود مكلف كه متعمّد و يا مقصّر باشد و يا مطيع تحقق مىپذيرد ، و هر مقدار قابليت آدمى براى پيروى حق بيشتر باشد هدايت او بيشتر است و أمادگى معصيت ، بدبختى را بيشتر مىكند
آيه ديگر :
« وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
( الشورى : 8 ) »
اين آيه نيز مانند آيات سابقه دلالت بر نفى يك دسته بودن إنسانها از لحاظ دين مىكند كه نه همهى مؤمن و موحّدند و نه همهى كافر ، دستهاى به اختيار خود در رحمت خدا شامل مىشوند و دستهاى به اراده خود در گروه ستمگران كه در عالم تشريع نه سرپرستى دارند و نه يارى دهنده
و البته اين آيات ، دسته سوّم را كه از نادانى و قصور خود بيراهه مى روند و عنادى با حق ندارند نفى نمىكند و آنچه كه در خارج اتفاق افتاده ( البته در غير زمان هاى وجود أنبياء ( ع ) و خارج از شعاع هدايت و ارشاد مستقيم آنان ) اين دسته سوم تقريباً أكثريت را تشكيل داده و مى دهند ( هدايت شدگان ، متمرّدين لجباز متعمّد و مقصر . و دسته هاى قاصر كه حجت بر آنان به اسبا ب گوناگون تمام نشده است )
آيه پنجم ،
« وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ
( الزخرف : 33 ) »
اگر نعمتهاى مادى كفار زمينه ساز ارتداد مؤمنين به كفر و تشكيل امّت واحده كفر نمىشد براى كافران از نقره خانههايى قرار مىداديم كه سقفهاى آن ( ونردبانهاى آنها ) از نقره