تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نگارنده از مجموع آيات وارده درنفس و قلب به اين گمان مىرسد كه بين نفس و قلب فيزيكى كه در سينه چپ قرار دارد و تلمبه مى زند ، رابطه اى بر قرار است كه تا هنوز نه از نظر عقلى و نه از نظر طبى و فيزى لوژى اين رابطه اثبات نشده ، و همين رابطه سبب شده كه پاره از صفات نفس - روح مجرد - به قلب ( دل فيزيكى ) مجازاً نسبت داده شده است و حتى گاهى يك صفت مانند اطمينان هم به قلب نسبت داده شده و هم به نفس ( فجر 27 - مائده 13 - انفال 10 و بقره 260 و نحل 106 ) راغب در مفردات خود مىگويد : و قلب انسان به اين جهت به اين نام ناميده شده كه بسيار تقلب ( تصريف ) دارد و يعبّر بالقلب عن المعانى التى تختص به من الروح و العلم و الشجاعه و غير ذالك .
وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ
را به ارواح تفسير نموده ولى اين تفسير او اشتباه است روح داخل بدن نيست ؛ بلى اثر روح كه حيات باشد از كف پا تا سر وجود دارد و حيات به گلوگاه مىرسد . به هر حال راغب كلمه قلوب را در آيه : وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِى فِى الصُّدُورِ را به معناى عقل از بعضى و به معناى روح از بعضى ديگر نقل كرده كه هر دو نظر غلط است ؛ چون عقل قائم به روح است نه موجود در سينه و روح نيز در سينه نيست ( دقت كنيد ) خلاصه آنچه كه امروز ما مى دانيم اين است كه دل ( قلب فيزيكى ) مانند ساير اجزاى بدن فاقد صفات اخلاقى و عقلى است . و نفس ناطقه و روح انسان يكى است و همان حقيقت انسان است كه در برزخ و قيامت نيز باقى و حاضر است و بدن در كمال و كاميابى و نقص و ناكامى روح تأثير زيادى دارد و همه صفات آدمى - به استثناى صفات جسمانى او - قائم به روح و نفس مجرد انسان است والله العالم بحقائق الامور و ما اوتيتم من العلم الا قليلًا و ما تسليم مراد واقعى قرآن مجيد هستيم و از سهو و جهل و غلط خود از خداوند غفور و رؤف استغفار و