تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
بعد از آن مجلس حضرت آقاى حدّاد به بنده فرمودند : گوشه‌اى از پرده از جلوى چشم ايشان كنار رفته است . حقير حدود بيست سال بعد ، تعبير مرحوم حدّاد را براى حضرت والد
هامش
كشف حقيقت از اين طريق بسيار سخت است . و لذا شاگردان خود را به اين امر ترغيب نمىنمودند و مىفرمودند : خوب است كه سالكين براى حلّ مسائل مبهم و مواضع شكّ دستور « غسل و نماز استخاره » را به جاى آورند . بدين صورت كه : به نيّت طلب خير از خداوند ، ابتدا غسل نموده و سپس دو ركعت نماز بخوانند و مانند سجدهء شكر به سجده رفته و در حالى كه از حول و قوّه و ارادهء خود بيرون آمده و به فقر و عجز خود از ادراك مصلحت معترفند و امر خود را تماماً تسليم حضرت پروردگار نموده‌اند و به رضاى او راضيند ، صد بار بگويند : أستَخيرُ اللهَ بِرَحمَتِه . و در مرتبه صد و يكم بگويند : أستَخيرُ اللهَ بِرحمَتِه خِيَرَةً فى عافِيَةٍ . و پس از آن قلبشان به هر طرف متمايل شد به همان عمل كنند و اگر در ترديد باقى ماندند هرچه را گمان به خيربودن آن دارند انجام دهند كه اگر خير نباشد خداوند مانع از انجام آن شده و مسير امور را به شكل ديگرى رقم مىزند . اين دستور بسيار مجرّب بوده و آثار بسيار عجيبى از آن مشاهده شده است . عمل به اين دستور علاوه بر آنكه ضمانت دارد ، روحيهء توكّل و تفويض و تسليم را در نفس سالك متمكّن نموده و او را در همه حال با خداوند متعال مرتبط مىنمايد . علّامهء والد ميفرمودند : حقيقت استخاره طلب خير از خداوند و شرط آن تسليم در برابر رضاى حضرت پروردگار است . در خصوص استخاره با قرآن كريم نيز فهم معانى آيات و تناسب آن با جواب بسيار لطيف و ظريف است و مكرّر ديده شده كه بزرگان و اهل سلوك نيز در فهم آن به خطا رفته‌اند . نمونه‌اى از همين باب را در استخارهء يكى از رفقاى خود براى تشرّف به محضر مرحوم حضرت آقاى حدّاد در كتاب شريف روح‌مجرّد ، ص 128 و 129 نقل فرموده‌اند و نمونه‌اى ديگر نيز كه حقير خود شاهد بوده‌ام در ذيل ذكر حالات مرحوم حاج هادى ابهرى عرض خواهد شد .