يك بار كه در كربلاى معلّى خدمت آقاى حدّاد بوديم و ايشان نيز براى ملاقات مرحوم حدّاد آمده بودند ؛ پس از اينكه خداحافظى كرده و رفتند ، يكى از حضّار گفت : آقا ايشان استخارههاى بسيار عجيبى مىكند ، استخارههاى ايشان در نجف مشهور است ، و پس از اينكه استخاره مىگيرند جهت آن و آثار مطلوب و غير مطلوب مسأله را نيز كاملًا بيان مىكنند . « 1 »
هامش
( 1 ) . اطّلاع و اشراف بر اين گونه جزئيّات براى استخارهكنندگانى كه از خوبان و اخيار هستند به دو طريق ممكن است حاصل گردد :
اوّل : در خصوص استخارههاى قرآنى به واسطهء تناسبات و دلالات خفيّه در آيات قرآن نسبت به نيّت صاحب استخاره .
دوّم : در مطلق استخارات به واسطهء طهارت نفس و صفاى باطن و الهامى كه به قلب استخارهكننده مىشود .
زمانى كه در قم مشغول تحصيل بودم يكى از أعلام استخارههاى بسيار دقيقى مىنمود و همين كه قرآن را باز مىكرد جواب صحيح و جزئيّات مطلب را بيان مىفرمود ؛ يكى از آقايان مىگفت : من روزى پشت سر ايشان ايستادم تا ببينم هنگام استخاره چگونه اينقدر دقيق و صحيح مطلب را از آيه بيرون مىكشند ، وقتى قرآن را باز كردند ديدم جوابى كه مىدهند هيچ ربطى به آن آيه ندارد ، با تعجّب از ايشان سؤال كردم : آيهاى كه آمده بود با جواب شما هيچ تناسبى نداشت ، سرّ اين مسأله چيست ؟ ايشان خندهاى كرده و فرمود : من همين كه قرآن را باز مىكنم جواب صحيح و مسائل مربوط به آن به قلبم القاء مىشود !
استخارههاى مرحوم آيةالله كشميرى بسيار دقيق بود و خودشان مىفرمودند : اگر آن حال لازم موجود باشد خطا ندارد ولى گاهى آن حال نمىآيد . يكى از اقربا يك بار براى استخاره در امر طلاق به ايشان مراجعه نموده بود و ايشان استخاره كردند و فرمودند : خوب است . بعداً كسى خدمت ايشان عرض كرده بود كه اين استخاره براى طلاق بوده است . ايشان خيلى ناراحت شدند و خودشان به آن شخص زنگ زدند و فرمودند كه استخاره صحيح نيست و طلاق ندهيد ، ولى آن شخص نپذيرفت و همسرش را طلاق داد .
مرحوم علّامه والد ، امر استخاره را بسيار خطير ميدانستند و ميفرمودند :