ارتباط ايشان با مرحومهء والدهمان الگوئى براى ما در زندگى شخصى بود .
زندگيشان براساس محبّت و ادب و احترام نهاده شده بود و طرفين علاقهء وافرى بههم داشتند . روى همين جهت مرحومهء والده در همهء مشكلات زندگى با علّامهء والد همراهى نموده و صبر مىنمودند .
در برابر علّامهء والد كاملًا تسليم بودند و هرچه ايشان ميفرمودند اطاعت ميكردند و نسبت به امر و نهىهاى والد معظّم چون و چرائى نداشتند . مرحوم علّامهء والد نيز چنان كه گذشت هميشه در زندگى با والده براساس ايثار عمل نموده و تا جائى كه از دستشان بر مىآمد از لطف و محبّت دريغ نمىفرمودند .
مرحومهء والده خانمى بودند مؤمنه ، متهجّده ، با تقوى ، حميم و دلسوز و سيار صبور ، و خودشان اهل معنى و سلوك و مشاهدات صادقه بودند و از مرحوم والد دستور مىگرفتند و مرحوم حضرت آقاى حدّاد از ايشان تعريف ميكردند و ميفرمودند : شما مادر خوبى داريد و ايشان خانمى خوشقلب هستند .
ايشان خانهدار بودند و اوقاتشان صرف امور منزل مىشد . فقط طبق نظر مرحوم والد هفتهاى يك بار به منزل پدرشان مىرفتند و چون مرحوم والد تأكيد
هامش
آتش جهنّم داخل خواهد شد . ( اين معنا نيز در روايات فراوانى بيان شده است كه مرحوم شيخ حرّ عاملى در وسآئلالشّيعة ، كتاب النّكاح ، أبواب مقدّمات النّكاح ، باب 79 تا 82 ، ج 20 ، ص 157 تا 164 به آن اشاره فرموده است . )
همين معنا دربارهء مردى كه در حقّ زن خود ظلم نموده و وى را اذّيت نمايد نيز روايت شده است . ( همان ، ج 20 ، ص 163 و 164 )
از اينجا معلوم مىشود كه مقام مستضعفينى كه با سلم و آرامش در كنار هم زندگى مىكنند ، از زوجين مسلمانى كه در تضارب و اختلاف و ايذاء يكديگر به سر مىبرند بالاتر است و اين زوج مسلمان از مزايا و بركات اسلام بهرهاى نمىبرند .