تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
فناء و نيستى ندارد خواهد رسانيد . و نيز ميداند كه اگر از هواى نفس امّارهء خود پيروى كند ، بسيارى از خوشىهائى كه در دنيا ميبرد او را به عذاب ابديّهء خداوند كه زوال و انقطاع ندارد خواهد كشانيد . پس بنابراين بدانيد كه مرد تمام‌عيار چنين مردى است ، مرد نيكو و پسنديده و استوار چنين مردى است ؛ پس حتماً به او تمسّك كنيد ! و به رويّه و منهاج و سيرهء او اقتدا نمائيد ! و بوسيلهء او بسوى پروردگارتان متوسّل شويد ! چون درخواست و دعاى او ردّ نميشود و طلب و خواهش او دچار حِرمان نمىگردد . » ( معادشناسى ، ج 7 ، ص 318 تا 322 ؛ به نقل از احتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 52 و 53 ) مسلّماً يكى از مصاديق حقيقى و بارز اين روايت شريف ، والد معظّم مرحوم سيّد الطّائفتين و سند الإيقان والتّوحيد علّامه آيةالله حاج سيّد محمّد حسين حسينى طهرانى أفاض الله علينا من بركات تربته المُنيفة مىباشند . بزرگمردى كه به حقّ هواى خود را تابع امر پرودگارش قرار داده و قوايش را در راه رضاى حضرت حقّ بذل نموده و با عبوديّت و ذلّت و خاكسارى در درگاه او از هر چه غير اوست دست شسته و با فناء تامّ از همهء شوائب وجود ، در حرم امن و امان الهى
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
استقرار يافت . اگرچه از تجليل و بزرگداشت چنين بزرگانى نفعى به ايشان نمىرسد ؛ زيرا ايشان با وصول به لقاء الهى كه فراتر از آن درجه‌اى متصوّر نيست به نهايت مطلوب و مقصود خويش رسيدند كه : و اطمأنت بالرجوع إلى رب الأرباب أنفسهم ، و تيقنت بالفوز و الفلاح أرواحهم ، و قرت بالنظر إلى محبوبهم أعينهم ، و استقر بإدراك السؤل و نيل المأمول قرارهم ؛ ولى إحياء ذكر ايشان ويادآورى فضائل و مناقب و كمالاتشان در مسير عبوديّت و فناء در حضرت حق‌ّو عرض ادب به ساحت اهل بيت عليهم‌السّلام و اخلاص و صدق و وفاء و ايثار