و زهد و ترك دنياى دنيّه و آداب و رسوم مهلكهء كفر ، از بهترين راهها براى ترغيب ديگران به عالم توحيد و دلكندن از ماسوىالله مىباشد .
از امتيازات آن بزرگوار اين بود كه علاوه بر طىّ مراحل سلوك و وصول به اقصا مراتب قرب و بندگى ، در جهات ظاهريّه نيز جامعيّتى داشتند كه كمتر در اولياء الهى به چشم مىخورد .
داراى ذهنى وقّاد و شعلهور و حافظهاى قوّى و استعدادى عالى در مسائل علمى بودند كه از دوران نوجوانى همواره موجب تحسين و شگفت اساتيدشان بود و در كنار اين استعداد خدادادى همّتى بسيار بلند داشتند كه در هيچ امرى وارد نمىشدند مگر آنكه آن را به احسن وجه به پايان مىرساندند .
به بركت اين دو جهت ، ايشان به سرعت مراتب ترقّى علمى را گذراندند و در حوزه مشارٌ إليه بالبنان گشتند و اساتيدشان نيز از رشد تحصيلى و جهات علمى ايشان معجب بودند تا جائى كه مرحوم آيةالله خوئى رحمةاللهعليه به ايشان اظهار داشتند كه : اگر در نجف بمانى بعد از من دو نفر هم در امر مرجعيّت شما اختلاف نمىكنند . و استاد ما مرحوم آيةالله حاج شيخ مرتضى حائرى رضواناللهعليه كه تحقيقاً اگر از مراجع معاصرشان اقوى نبودند اقلّ هم نبودند ، ايشان را بر خود مقدّم دانسته و مىگفتند : سزاوار است ايشان به جاى ما در حوزهء علميّهء قم خارج بگويد ، با اينكه مرحوم علّامهء والد بخشى از سطوح عاليه را در نزد ايشان گذرانده بودند .
ايشان تخصّص در علوم مختلف را أعمّ از ادبيّات و فقه و اصول و حكمت و عرفان و حديث و تفسير را با هم جمع نموده و از همه مهمتر ، آنها را با شهد شيرين و گواراى عرفان و توحيد آميخته و معجونى حياتبخش و روحافزا از آن پديد آورده بودند كه نظيرش در ميان صاحبان علوم رسمى صرف يافت نمىگردد .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 65
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٦٥