تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
نسبت به حفظ كيان اسلام و مسلمين حميّت و غيرت فوق‌العاده‌اى داشتند ، به طوريكه اگر منكرى را مشاهده ميفرمودند ، بسيار متأثّر شده و تا مدّتها آثار حزن و اندوه و كسالت در وجودشان مشهود بود . در همين مسألهء كاهش جمعيّت همواره به شدّت ابراز ناراحتى و تأسّف مىنمودند ، خصوصاً پس از آنكه شنيدند مجلس تصويب نموده است كه خانواده‌هاى پرجمعيّت از بسيارى از مزاياى اجتماعى محروم هستند . در ماه‌هاى آخر عمر شريفشان هر روز در منزل و مجالس و محافل خصوصى با عصبانيّت ناراحتى خود را از اين مسأله ابراز ميكردند و ميفرمودند : دشمنان اسلام آن كارى را كه مىخواستند بكنند كردند و نسل شيعيان عقيم شد و اين امر ديگر به اين زوديها قابل اصلاح نخواهد بود . و هر بار اين مطلب را ميفرمودند صورتشان از غصّه چنان سرخ مىشد كه حقير نگران مىشدم كه عارضهء سكتهء ايشان عود نمايد و گمان حقير اين بود كه ايشان از غصّهء اين مسأله دق كردند و اين معنا در سكتهء نهائى ايشان دخيل بود . از شدّت انزجارى كه از سردمداران كفر داشتند ميفرمودند : من هر روز هفت نفر از رؤساى دول كفر چون آمريكا و انگليس و اسرائيل غاصب را حتماً لعن ميكنم . در زندگى شخصى در نهايت تعبّد و اطاعت نسبت به شرع مقدّس و پيروى از منهج و سيرهء اجداد طاهرينشان بودند و نمىشد كه سنّتى از سنن رسول خدا و اهل بيت آن حضرت را كوچك شمرده و ترك نمايند ، به گونه‌اى كه مكرّراً حتّى از سوى اهل علم نيز مورد اعتراض قرار مىگرفتند . زندگى ايشان به گونه‌اى بود كه حقير هرگاه به كتب سيرهء معصومين عليهم‌السّلام مراجعه كرده و ميكنم گويا تمام آنچه را مىخوانم ، از قبل شنيده و نمونهء عينى آن را در والد معظّم أفاض الله علينامن بركات علومه مشاهده كرده‌ام .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 67 | السيد محمد صادق الطهراني