هامش
در اينصورت بدون پرداخت مهر ، با هزار دغدغه و مشكل هر دو از هم جدا ، و آن محبّت منتظره تبديل به عداوت ، و زندگى مجتمع مبدّل به تفريق مىشود ؛ اينست نتائج مهريّهء سنگين !
تمام اين مصائب و مشاكل از اين رخ داده است كه عنوان نكاح و ازدواج در ميان مردم ، عنوان مبادله و معاوضه را پيدا نموده است . امّا اگر بدانند و بفهمند كه اين عنوان غلط است ؛ نكاح يعنى عبادت الهى ، و سير در مدارج و معارج كمال انسانى ، و ايجاد مثل و خليفهء خداوندى در روى زمين ، و زندگى مشترك بر اساس محبّت و مودّت و ايثار و تحمّل مشاقّ در راه به ثمر رسانيدن ، و پرورش و تربيت اولاد كه اعظم نتائج عالم خلقت است ، ديگر صددرصد موضوع عوض مىشود و به دنبال آن حكم عوض مىشود .
غايةالأمر چون در ظاهر بواسطهء عمل نكاح تصرّفى از مرد در زن صورت مىگيرد ، مرد به عنوان هديّه چيزى نفيس و ارزشمند به او پيشكش و تقديم مىدارد .
اين هديّه همان عنوان مَهر است كه به صورت طلا يا نقره و يا كتاب علم و يا تعليم قرآن و امثالها مىباشد كه بايد نقداً داده شود ، و همين مقدار اگر بر ذمّه در صورت عدم قدرت تعلّق گيرد نيز داراى اعتبار خواهد بود .
از همه عالىتر و برتر « مهرالسّنّه » است كه عبارتاست از پانصد درهم شرعى ، معادل با سيصدوپنجاه مثقال شرعى ، و معادل با دويستوشصتودو و نيم مثقال صيرفى از نقرهء مسكوك . *
مهرى كه معادل با قيمت زره مولى أميرالمؤمنين عليهالسّلام بود . و با فروش آن بواسطهء سلمان فارسى ، رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم بدان ، پيوند عقد زواج بضعهء مطهّرهء خود ، شفيعهء روز جزا ، سيّدةالنّسآء فاطمهء زهرا سلام الله عليها را استوار نمود ، و بر اين منهج راستين ، مهريّهء بانوان امّت خود را سنّت فرمود .
در اين صورت زنان امّت رسول خدا به پيروى از دختر رسول خدا ، و مردان امّت به پيروى از أميرالمؤمنين عليهالسّلام و از بنيادگزارندهء آئين پاك محمّدى ( از سنّت خود رسولاكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم ) اگر مهريّهء خود را مهرالسّنّة قرار دهند ، تمام اين