تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
بناى ايشان در اين مجالس نيز همچون همهء امور بر آن بود كه مجلس از آغاز تا پايان مذكِّر بالله باشد و توجّه به خداوند و اولياء آن در مجلس حاكم باشد . « 1 » از عقدنامه‌اى كه براى مجلس بله‌بران و عقد مىنوشتند و خطبهء عقدى كه مىخواندند و كارتى كه به عنوان دعوت‌نامه براى ميهمانان مىفرستادند ، تا خود مجلس و مديحه‌سرائى اهل‌بيت عليهم‌السّلام در مجلس و اقامهء نماز در اوّل وقت و نشست و برخاست‌ها ، همه و همه به همين نحوه بود . در نوشتن عقدنامه و دعوت‌نامهء مجلس عروسى اسلوبى خاصّ و بسيار شيرين ، توحيدى و ولائى و آموزنده داشتند كه چون مىتواند الگوئى براى ديگر مؤمنين باشد مناسب است در اينجا متن يكى از عقدنامه‌ها و دعوت‌نامه‌هائى كه ايشان نوشته‌اند آورده شود . « 2 » متن ذيل متن عقدنامهء آخرين فرزند ايشان ، همشيرهء كوچك ما است كه با خطّ مبارك خودشان در اينجا درج مىشود :
هامش
( 1 ) . ميفرمودند : نسبت به مجلس مخدّرات امر سهل است و چون نوعاً نوعروس جوان مىخواهد از خانوادهء پدرى دل‌كنده و براى هميشه جدا گردد و اين مسأله براى او سخت است شارع مقدّس ترخيص فرموده كه مجلس مخدّرات با شادى و خوشى و خواندن اشعار همراه باشد ، مشروط به آنكه صوت مطرب و لهوى و غناء و مضامين باطل يا همراه رقص نباشد و صدا به گوش نامحرمان نرسد . حتّى ميفرمودند : مانعى ندارد كه همراه با خواندن شعر بر چيزى مثل قابلمه كه از آلات لهو نيست بزنند ، به گونه‌اى كه صوتش مطرب نباشد . ( 2 ) . البتّه ايشان به حسب مقامات ، ممكن بود متن مزبور را كوتاه‌تر يا مفصّل‌تر نمايند .