تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
بردارد بتواند ؛ مثلًا كتابهاى خود را طورى در كتابخانه بچيند كه جاى هر كتابى ثابت و معيّن باشد و عنداللزوم بتواند به راحتى آن را بردارد . و خلاصه در جميع زوايا و شؤون زندگى نظم را رعايت ميكردند ؛ و نه فقط خودشان به تمام معنىالكلمه منظّم بودند بلكه دوست داشتند همهء كسانى كه به نحوى با ايشان ارتباط دارند از اهل منزل و اهل مسجد و شاگردان سلوكى و غيرهم منظّم باشند ، و از بىنظمى و عدم‌دقّت افراد متأثّر مىشدند . حكمت اين همه دقّت و انضباط دو چيز بود : يكى استفادهء بهتر از عمر ، و ديگرى تحصيل روحيّهء اتقان و دقّت . مؤمن بايد از لحظه‌لحظهء عمر خود كمال استفاده را ببرد و هيچ دقيقه و ثانيه را بىبهره نگذارد . اگر بنا بر آن باشد كه انسان عمرش هدر نرود و از هر لحظهء آن در مسير عبوديّت و تقّرب استفاده كند ، بايد در امور خود منظّم بوده و براى هر كارى برنامه‌اى خاصّ و معيّن داشته باشد . تداخل امور با يكديگر و تعهّدنداشتن به انجام آنها در موقع معيّن ، موجب هدررفتن اوقات شده و سرمايهء عمر آدمى را ضايع مىنمايد . مؤمن هميشه به عمرش ضنين است و اجازه نمىدهد كه اوقاتش در غيرضرورت صرف گردد . در روايت شريفهء عنوان بصرى كه مرحوم آيةالله قاضى و علّامهء والد و ديگر بزرگان دستور به مداومت قرائت آن ميدادند ، در پايان روايت و پس از آنكه حضرت امام صادق عليه‌السّلام توضيحاتى را براى عنوان بيان مىفرمايند ، از آن حضرت چنين روايت مىنمايد : قُمْ عَنّى يا أَباعَبْدِاللَهِ فَقَدْنَصَحْتُ لَكَ وَ لاتُفْسِدْ عَلَىَّ وِرْدى ؛ فَإنّى امْرُؤٌ ضَنينٌ بِنَفْسى ، وَ السَّلامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى . « 1 » « اى أباعبدالله ، از نزدمن برخيز ،
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 1 ، ص 226 .