يك جهت مسألهء مراعات نظم و حفظ سلامتى بود . هميشه ميفرمودند :
بدن مؤمن مركب وى براى سفر آخرت است و اگر بدن سالم باشد انسان مىتواند مسير آخرت را طىّ نمايد ، و اگر رنجور و بيمار شد به همان ميزان از انجام طاعات و قربات و بهجاآوردن رياضات شرعيّه محروم شده و در مسيرآخرت وى خلل حاصل مىشود .
ميفرمودند : انسان مالك بدن خود نيست كه هر چه خواست با آن بكند و هر بلائى بر سر آن بياورد ؛ اين بدن از جانب خداوند امانت است و ما بايد اين امانت را به وجه أحسن در مسير خود خداوند صرف نمائيم . لذا بايد در همهء كارها به جهت حفظ سلامتى و عافيت ، عنايت تامّ داشته و نعمت سلامت را به راحتى از دست ندهيم .
هميشه ميفرمودند : بدن انسان از گوشتى لطيف است ؛ اين پوست و گوشت را با آهن چه كار ؛ هيچ تناسبى ندارند . انسان بايد اين بدن را حفظ
نمايد .
روى همين جهت ميفرمودند : انسان اگر از دائره حكومت اسلام هم به مناسبتى خارج شد و مجبور بود به بلاد كفر سفر كند ، باز هم بايد قوانين راهنمائى و رانندگى را مراعات كند ؛ اينها قوانينىاست كه بر اساس منطق عقل تصويب شده و احكام عقلانى را در همهجا بايد مراعات نمود .
جهت ديگر در مراعات قوانين راهنمائى و رانندگى مسألهء احترام به حكومت اسلامى بود كه ميفرمودند : وقتى حكومت اسلام تشكيل شد اطاعت از حاكم اسلامى واجب است و تمام مجموعههائى كه در تحت أمر وى هستند نيز در حكم وى بوده و اطاعت از قوانين آنها واجب خواهد شد .
لذا پس از انقلاب اسلامى چه در زمان رهبر فقيد انقلاب رضواناللهعليه و چه پس از آن و در زمان رهبرى حضرت آيةالله خامنهاى مدّظلّه ميفرمودند :
مخالفت با قوانين حكومت اسلامى حرام شرعى است و شما اگر در خيابان در
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 541
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٤١