در اوقاتى كه براى تردّد با ماشين در خدمتشان بوديم ، به نظم در رانندگى و تجاوزنكردن سرعت از حدّ مجاز و رعايت قوانين بسيار اهتمام داشته و تذكّر ميدادند ، و به تمام ظرائف آداب رانندگى نيز عنايت داشتند ، و اگر كسى در رانندگى مراعات قوانين را نمىكرد معمولًا با او جائى نمىرفتند و با افرادى تردّد مىكردند كه دقيق و منظّم بودند .
در رانندگى به رعايت حقّ ديگران چه عابرين پياده و چه سائر وسائل نقليّه تأكيد داشتند كه مبادا در جائى حقّ تقدّم با عابر پياده باشد و راننده حقّ او را ضايع كند ، يا در اثر سرعت حركت ، موجب ترس عابر پياده شود و آرامش وى را از بين ببرد . و مبادا روى خطّ عابر پياده بايستد و راه او بسته شده يا كج شود . و اينكه مبادا در سبقتگرفتن از وسائل نقليّه قانون رعايت نشود .
ميفرمودند : بههيچوجه از چراغ قرمز عبور نكنيد ، حتّى در نيمه شب و شرائطى كه خيابان خلوت باشد و كسى در آن تردّد ننمايد . و هرگز در مسيرى توقّف نكنيد كه عبور و تردّد ديگران به مشكل برخورد كند .
و نيز ميفرمودند : انسان ميتواند روحيّات افراد را از نوع رانندگى آنها تشخيص دهد و از ميزان دقّت و توجّه و مراقبهء آنها در حين رانندگى ، به ميزان تعادل آنها پىببرد .
در مسير پيادهروى نيز به همين شكل بودند و همهء جهات را رعايت ميكردند . اگر به چراغ قرمز عابر پياده ميرسيديم حتماً پشت چراغ توقّف ميكردند تا سبز شود ، حتّى گاهى كه نيمه شب پياده به حرم مشرّف مىشدند و هيچ ماشينى هم تردّد نمىكرد باز هم مى ايستادند . و اين امر در ايشان از سر تكلّف نبود بلكه آنچنان نظم در ايشان ملكه شده بود كه به طبع أوّلى اصلًا نمىتوانستند كارى خلاف قانون انجام دهند و از چراغ قرمز عبور نمايند .
ايشان از دو جهت در باب حفظ قوانين رانندگى تقيّد داشتند :
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 540
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٤٠