آن بهره برد و عمل كند و قدم بردارد ، تا خداوند فهمى جديد روزى وى كرده و برداشتى عالىتر و عميقتر از آن را بفهمد .
به برخى از مزارات ديگر شيراز هم گاهى تشريف مىبردند ، مانند قبرستان دارالسّلام شيراز كه قبرستانى نورانى است و در آنجا مزارى منسوب به يكى از دختران حضرت امام حسن عليهالسّلام هست كه دو ركعتى در آنجا بهجا مىآوردند . نيز قبر سيّد موچشم و سرباز گمنام و مرحوم حاج مؤمن كه با علّامهء والد عقد اخوّت خوانده بودند در آنجاست و براى هر يك فاتحهاى قرائتميكردند .
ولى به مقابر كسانى كه اهل معنى نبودند و فقط از برخى علوم ظاهريّه بهره داشتند نمىرفتند ؛ مثلًا به مقبرهء سعدى فقط يك بار تشريف بردند و در آنجا فرمودند : مزار حافظ منوّر است ولى سعدى اين طور نيست . « 1 » و اين معنى
هامش
( 1 ) . علّامهء والد در تمايز مرتبهء سعدى و حافظ ميفرمايند : « همين شيخ سعدى كه وىرا گل سر سبد ادبيّت مىشمرند و أفصحالمتكلّمين ميگويند ، در « گلستان » مطالب مبتذلى دارد كه آن را از آن اوج بلاغت مىشكند . حقير چند دوره « گلستان » را به بندهزادههاى خود براى تقويت انشاءنويسى و ادبيّت فارسى در منزل درس دادهام . بعضى از حكايات آن در باب ضعف و پيرى و در باب عشق و جوانى بقدرى شرمگين است كه ما از تدريس آن مقدار صرف نظر كرديم ، و از آنجا ردّ مىشديم . و اين اطفال معصوم ما متحيّر بودند كه چرا آنجاها را نمىخوانيم ؟
امّا ديوانحافظ سراسر عشق است و تجلّى و شهود و عرفان و رموز مختلفهء راه سلوك إلىالله . همهاش درس است و دستورالعمل ، در لباس شعر و تشبيه و تمثيل ، و بيان معارف عاليه در لباس مجاز ، از باب تشبيه معقول به محسوس ؛ جَزاهُ اللهُ عنِ السّالكينَ إلى اللهِ خيرَ جَزآءِ المُحسنينَ ، و عنِ المُشتاقينَ إلى لِقآئِه و الفَنآءِ فى حَرَمِه خَيرَ جَزآءِ المُعلِّمين .
مرحوم آيةالله حاج ميرزا علىآقاى قاضى رضوان الله عليه ، استاد آية الحقّ والعرفان آقاى حاج سيّد محمّدحسين علّامهء طباطبائى قدّس الله نفسه القُدسيّه ميفرموده است : در