تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
از مزارات مشهد مقدّس به خواجه أباصلت « 1 » بسيار عنايت داشتند و
هامش
( 1 ) . علّامهء والد در امام‌شناسى ، ج 11 ، ص 106 تا 124 به تفصيل دربارهء احوال‌خواجه أباصلت و اثبات تشيّع او و اينكه از خواصّ اصحاب بوده است ، بحث فرموده‌اند و در نهايت ميفرمايند : أبوصَلت به مقدار دو سال تقريباً شرف محضر حضرت إمام رضا عليه‌السّلام را دريافته است ، و عصر حضرت امام محمّدالتّقى و مقدارى از عصر حضرت امام علىّالنّقى عليهماالسّلام را إدراك كرده است ؛ زيرا سكونت او در مَرْو بود ، و در سنهء 200 هجرى مأمون حضرت امام رضا عليه‌السّلام را از مدينه به مَرْو طلبيد و شهادت آن حضرت بنا بر مشهور در سنّ 55 سالگى ، در آخر ماه صفر از سنهء 203 واقع شد . و شهادت حضرت جوادالائمّه إمام محمّدالتّقى عليه‌السّلام در سنهء 220 واقع شد . و شهادت حضرت هادى إمام علىّالنّقى عليه‌السّلام در سنهء 254 واقع شد . علّت آنكه روايات وارده از أبوصَلت از امام رضا و مقدار قليلى از حضرت امام محمّدتقى مىباشد ، به جهت آنست كه محلّ سكونت آن دو امام ديگر يعنى امام جواد و امام هادى در بغداد و مدينه و سامرّاء بوده است ، و اقامت أبوالصَلت در مَرْو ؛ رحمةالله‌عليه و رضوانه‌عليه . قبر أبوصَلت هَرَوى ، در مشهد مقدّس رضوى ، در خارج از شهر به فاصلهء دو فرسخ بوده و مزار شيعيان است . » و در تعليقهء ص 123 از محدّث قمى در سفينةالبحار نقل ميفرمايند : مأمون بعد از شهادت حضرت امام رضا عليه‌السّلام او را حبس كرد . يك سال در حبس بماند و خسته شد و سينه‌اش تنگ شد و خداوند را براى نجات خود به محمّد و آله الطّاهرين بخواند ، در اين حال حضرت امام محمّدتقى عليه‌السّلام او را به إعجاز بيرون آورد . و أبوصَلت از وقتى كه حضرت إمام رضا عليه‌السّلام داخل در نيشابور شدند ، با آن حضرت بود تا وقت شهادت او . أحاديث شريفه‌اى از حضرت إمام رضا عليه‌السّلام از پدرانش از پيامبر صلّىالله عليه وآله‌وسلّم روايت كرده است دربارهء شكر مُنعِم و نعمت‌هاى منعم و در معناى ايمان كه سزاوار است با آب طلا نوشته شود . در مجلس أبوصَلت دانشمندان متفقّهه و أصحاب حديث حاضر مىشدند .