نفرمودهاند : هر چيز ، به هر شكل و صورت و در هر زمان و مكان طاهر است ، مگر آنوقت كه علم يقينى به نجاست آن پيدا كنى ؟ !
شما مطلب را واژگون نمودهايد و ميگوئيد : همهء چيزها نجس است تا ما علم يقينى به طهارت آن پيدا كنيم ! چرا دست از سر مردم بر نميداريد ؟ ! چرا مردم را با پيغمبرشان و با دين سهل و سَمْحه و آسانشان رها نمىكنيد ؟ ! چرا راه توجّه و انقطاع به خدا را مىبنديد ؟ ! چرا بر روى باب مفتوح قفل ميزنيد ؟ !
همهء مردم حجّ مىكنند ، بايد از ميقات كه احرام مىبندند تا وقت تقصير و قربانى كه از احرام بيرون مىآيند توجّهشان به خدا باشد . غير از خدا نبينند و نشنوند ، و ذهنشان يك لحظه از خدا منقطع نگردد . اعمال و رفتار را نبايد به نظر استقلالى نظر كرد . تكاليفى است از طواف و نماز و غيرهما كه طبعاً انجام داده مىشود ؛ و در تمام اين اعمال بايد منظور خدا باشد ، نه عمل . بايد فكر و انديشه به خدا باشد ، نه به صحّت و بطلان عمل . اين همان مجوسيّت محضه است كه خداوند واحد را مختفى نموده و دو خداى عمل خوب و عمل بد را بجاى آن نشانده است .
اين مردم بدبخت را شما از ميقات تا خروج از احرام از خدا جدا مىكنيد ! از وقت احرام در تشويش مىاندازيد كه مبادا ترشّحى به بدنم ، به احرامم برسد .
مبادا شانهام از خانه منحرف شود . مبادا در حال طواف از مطاف بيرون آيم . مبادا نمازم باطل باشد . مبادا طواف نساءَم باطل آيد و تا آخر عمر زن بر خانهام حرام باشد .
هيچيك از اينها در شريعت نيامده است . همين نماز معمولى كه خود مردم ميخوانند درست است . طوافشان درست است . شما آنها را باطل مىكنيد و مُهر بطلان به آنها ميزنيد ! و ترشّح همين آبهاى مشكوك را نجس دانستهايد !
و در اينصورت ، حجّ مردم به كلّى ضايع شده است ؛ يعنى حاجى كه بايد
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 388
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٣٨٨