بر همين اساس به عالمان دينى كه وظيفهء راهنمائى و ارشاد حجّاج را برعهده دارند سفارش ميفرمودند كه زائرين را با حقيقت حجّ آشنا نموده ، آنها را از طريق قشر و پوستهء اعمال به لبّ و مغز آن برسانند و از احتياطهاى بىجا و بيان احكام به صورت سخت و طاقتفرسا كه شيرينى و حلاوت آن اعمال را به تشويش و اضطراب و جدائى از خداوند تبديل مينمايد ، برحذر باشند . احتياط در همه جا مطلوب است ، ولى احتياط در عملى كه اساس آن بر توجّه تامّ به خداوند متعال است ، اگر منجرّ به غفلت شود منافى روح عمل و مخالف احتياط مىباشد .
در كتاب شريف روحمجرّد از قول مرحوم حدّاد رضوان الله تعالى عليه نقل مىكنند كه خطاب به يكى از محترمين از علما كه به واسطهء احتياط در پاكى و نجسى در حجّ ، خاطرشان مشوّش شده بوده ميفرمايند :
آقا جان من ! شما چرا دين خدا را عوض مىكنيد ؟ ! چرا شريعت را وارد پيچ و خم مىنمائيد ؟ ! چرا مردم را از خدا مىبُريد و به اعمالشان سوق ميدهيد ؟ ! مگر دين رسول الله دين آسان و راحت نيست ؟ ! مگر نفرمود :
بعثت على شريعة سمحة سهلة ؟ !
« من بر شريعت بدون گير و بند ، و شريعت قابل إغماض و گذشت ، و شريعت آسان مبعوث شدهام . » مگر رسول خدا و أئمّه
هامش
مِنهُ بُدًّا .
« از خدمت حضرت امام صادق عليهالسّلام دربارهء طواف در پشت مقام پرسيدم ، فرمودند : من طواف از پشت مقام را دوست ندارم ولى عيبى هم ندارد . اين كار را نكن مگر اينكه چارهاى نداشته باشى . »
شايد علّامهء والد رضواناللهعليه ، إلّاأنْلاتَجِدَ مِنهُ بُدًّا را شامل موارد غفلت و عدم حضور قلب نيز دانستهاند و البتّه روشن است كه اين حالت وقتى به وجود مىآيد كه ما بين مقام و بيت مملوّ از جمعيّت باشد و صفوف طوافكنندگان تا پشت مقام متّصل بوده و طواف از پشت مقام عرفاً مصداق طواف به بيت باشد .