تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
مدينهء منوّره بسيار علاقمند بودند . ميفرمودند : در سفر اوّلى كه به حجّ مشرّف شدم از خدا خواستم كه دوازده ( يا چهارده ) سال پىدرپى به حجّ مشرّف شوم ، از قضا تا همين مدّت هرچه سعى كردم قسمت نشد به حجّ بروم و بعد از گذشت آن ، توفيق دوّمين حجّ نصيبم شد . با اين حال در طول عمر پربركت خود مكرّر به حجّ مشرّف شدند و حال انقلاب و انصراف و سوز و گداز در اين سفر همواره در ايشان مشهود بود ، و وارداتشان در حجّ بسيار بيشتر مىشد . در يكى از سالها كه در منى حالشان منقلب شده و فشار خونشان بالا رفته بود ، به درمانگاه ايرانيان رفته بودند و اطبّاء جوان ايرانى دربارهء سنّ ايشان اختلاف كرده بودند و ترديد نموده بودند كه آيا ناراحتى ايشان از فشار روحى است يا ضعف پيرى ، ايشان در جواب فرموده بودند :
من پير سال و ماه نيم ، يار بىوفاست * برمن چو عمر مىگذرد پير از آن شدم
ميفرمودند : آن اطبّاء گفتند : آقا هم اهل عشق و حالست ! گفتم : شما خبر نداريد ، كجايش را ديده‌ايد ! ميفرمودند : اصل و اساس و ركن حجّ توجّه به توحيد است . در مدينه متوجّه حقيقت حضرت رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم باشيد و در مكّه توجّه و تمركز خود را بر توحيد قرار دهيد . ميفرمودند : مقصود اصلى از اين فريضهء الهى انقطاع و تبتّل إلى الله است . مؤمن وقتى به حجّ مشرّف مىشود بايد با تمام وجود محو و فانى در خداوند شده و در تمام اعمال و مناسك ، حال فقر و ذلّت و عبوديّت را در همهء شؤون خود مشاهده نمايد . اعمال ظاهرى حجّ تنها در صورتى كه محصّل اين غرض باشد مطلوب و داراى ارج است و الّا بهره‌اى را عائد حاجى نمىكند .