حجّ و عمره
از شيرينترين و دلنشينترين خاطرات حقير و نيز رفقا و شاگردان سلوكى والد معظّم سفرهاى حجّى است كه در محضر ايشان مشرّف بودهايم .
بطور كلّى همهء اعمال عبادى ايشان با روح و جاندار بود و آثار توحيد و عبوديّت در همهء شراشر آن ديده مىشد ؛ نماز كه مىخواندند كلّاً از عالم طبع منصرف مىشدند و حال ايشان در هركس كه اقتدا ميكرد منعكس مىشد و او را نيز متأثّر مىنمود ؛ گويا نفس مأموم را نيز به اندازهء ظرفيّتش با خود سير داده و بالا مىبردند و اين معنى كراراً از افراد شنيده شده است . تلاوت قرآن ايشان و دعاخواندن و زيارتكردن و ديگر اعمال عباديشان نيز همينطور بود .
اين مسأله در حجّ ايشان نيز ظهور و به روزى خاصّ داشت ؛ چون حجّ سراپا توحيد و فنا و عشق به حضرت پروردگار است و معلوم است كه عاشقىدلباخته و فانى در محبّت الهى ، در حجّ چه حالى خواهد داشت .
كسانى كه با ايشان در اين سفر همراه بودند از حالات ايشان بسيار بهره برده و هميشه به آن معجِب بودند ، و كسانى كه قبلًا هم تجربهء اين سفر را داشتند اظهار ميكردند كه ما تا به حال چند سفر به حجّ مشرّف شدهايم ولىهيچكدام مثل اين سفر نبوده است .
مرحوم علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه به سفر حجّ و زيارت
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 379
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٣٧٩