روز كه طاقت مىآورند ، نيمى از روز يا بيشتر يا كمتر ؛ پس هرگاه تشنگى و گرسنگى برآنها غلبه كند افطار مىكنند تا به روزه عادت كرده و طاقتش را پيدا كنند . پس شما فرزندانتان را در نُه سالگى به مقدارى كه طاقت دارند به روزه امر كنيد ، و هرگاه عطش بر آنها شدّت يافت افطار كنند . »
از مجموع اين روايات استفاده مىشود كه : سنّ نه سالگى سنّ وجوب روزه بر صبايا نيست و تا به بلوغ جسمانى نرسند نبايد روزه را بر آنها تحميل كرد .
خود ايشان ما را از كودكى به هر شكلى كه بود سحرهاى ماه رمضان بيدار كرده و ميفرمودند : بايد سحرى بخوريد و روزه بگيريد تا هر ساعتى از روز كه توان داريد و هر وقت ديديد كه خيلى گرسنه هستيد افطار كنيد . ما در آن سنين تا قبل از ظهر يا نزديك ظهر صبر مىكرديم و بعد از آن افطار مىكرديم .
به اعمال شب عيد فطر و نيز نماز عيد اهتمامى خاصّ داشتند و هميشه در منزل در صبح روز عيد براى متعلّقين ( فرزندان و دامادها و عروسها و نوهها ) خطبه مىخواندند و نماز عيد را به جماعت اقامه ميفرمودند ، به استثناء اين اواخر كه به علّت كهولت سنّ ، حقير را مكلّف به خطبه و اقامهء جماعت نموده بودند .
مجالس عيد فطر ايشان براى ما بسيار مغتنم بود و نكاتى را كه بيشتر مورد نياز بود متذكّر مىشدند .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 378
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٣٧٨