برادرم ! تو برادر من هستى و در قلب من جا دارى . من در ساعات شب و آغاز و انجام روز برايت دعا مىكنم ، و تو احتياج به يادآورى و طلب دعا از من ندارى .
بين ما نسبتى در آيين عشق برقرار است كه از رابطهء نسبى كه از جانب پدر و مادرم برقرار مىشود ، نزديكتر است .
اميد واثق است كه به برادر بسيار عزيز : أبواحمد و همهء خانواده سلام برسانيد ؛ خادمان شما ، فرزندانم به شما سلام مىرسانند و مشتاق زيارت شما هستند . و همچنين برادران : بيات و حاج محسن و سيّد محمّدعلى و ديگران سالم بوده و به شما سلام مىرسانند .
اى برادرم !
1 . بر تو باد به خود معشوقه صرفاً ؛ و اگر خواستى ذات او را با چيزى مخلوط كنى ، فقط به آب دهان او اكتفا كن كه عبوركردن از آن يگانه ظلم و ستم است .
2 . آنكه از بادهء محبّت پروردگار سرمست نشده و در هوشيارى بسر مىبرد ، هيچ خوشى و عيشى در اين دنيا ندارد و آنكه از شراب عشق ننوشيده و در سنگينى مستى ، حجاب انانيّت را كنار نزده و جان نباخته است ، رأى صواب و دورانديشى را از دست داده است .
3 . عشق و مستى من از شراب او ، پيش از خلقت و ايجاد من است ، و همينطور إلى الأبَد باقى خواهد ماند ، اگرچه استخوانم بپوسد .
روحى و أرواح العالمين لتراب مقدمه الفدآء .
و السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
سيّد محمّدحسين الحسينىّ الطّهرانىّ
6 / ربيعالثانى / 92
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٩٤