تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
من خَسى بىسر و پايم كه به سيل افتادم * او كه ميرفت مرا هم به دل دريا برد « 1 »
همچنين از مقايسهء چند نامه‌اى كه از مرحوم علّامهء والد به مرحوم بياتى باقى مانده ، با نامه‌هاى ايشان به ديگر رفقا و سالكان ، مىتوان به علوّ درجات و حالات مرحوم بياتى پىبرد . در اين نامه‌ها مرحوم والد رضوان‌الله‌عليه هم تعابيرى خاص دربارهء ايشان دارند و هم مطالبى عالى و توحيدى بيان ميدارند كه در خطاب با سالكان عادى بيان نمىكردند . از جمله در نامهء مورّخهء دوّم ذىالحجّةالحرام 1388 ميفرمايند : « از حالات حضرتعالى بخصوص و ساير رفقا خدمتشان [ خدمت حضرت آقاى حدّاد ] معروض افتاد بسيار خرسند شدند و دعاى خير فرمودند و فرمودند : آقا خيلى از رفقا در معنى توحيد گير دارند « 2 » ولى آقاى بيات خيلى روشن است و در
هامش
( 1 ) . از غزليّات مرحوم علّامهء طباطبائى قدّس‌سرّه است كه مرحوم والد در مهرتابان ، ص 90 و 91 نقل نموده‌اند . ( 2 ) اگرچه اصل و اساس سلوك الى الله بر تحقّق قلب سالك به حقيقت توحيد وعبوديّت است ، ولى به جهت صعوبت و غموض ادراك توحيد ، بسيارى از سالكان با وجود آنكه سالها در مسير سلوك و رياضت و تهذيب قدم برداشته‌اند ، از مسائل توحيدى بهره‌اى نداشته و نه علماً و نه شهوداً فقرمحض‌بودن خود را در مقام فعل و صفت و اسم ادراك نمىكنند ، چه رسد به ادراك توحيد ذاتى و فهم اضمحلال و اندكاك همهء حقائق وجودى در ذات حضرت حق عزّاسمه . سرّ مسأله آنست كه : ادراك مسائل توحيدىمحتاج خروج از أنانيّت و استكبار است و تا جبل أنانيّت در نفس سالك شكسته نشود ، توفيق تشرّف به فهم اين حقائق را نمىيابد . حجاب أنانيّت و خودخواهى و استقلال‌بينى آنقدر غليظ و ضخيم است كه حتّى انسان را از ادراك علمى توحيد نيز محروم مىنمايد و چه‌بسا افرادى از اهل علم و فضل و مدرّسين علوم عقلى و نقلى ديده مىشوند كه علىرغم توغّل در آيات و روايات و در حكمت الهى ،