تاريخ وفات حقير را مشاهده نموده بود و همه را نيز به خودم در سنين نوجوانى إخبار نمود . حقير در سفرى كه به عتبات عاليات مشرّف شدم و به دستبوسى حضرت آقاى حدّاد رسيدم ، آن مكاشفه را به تفصيل خدمتشان عرض كردم . ايشان فرمودند : اين مكاشفه رحمانى و صادق است ، ولى ايشان نبايد تاريخ وفات شما را افشاء مىنمود ؛ اينها امورى است كه خداوند از بندگانش مخفى داشته است و انسان نبايد آن را اظهار كند . و شما هم بايد به رضاى خدا راضى بوده و بههيچيك از اين مسائل اعتراضى نداشته باشيد .
مكاشفات ايشان به قدرى شفّاف و مصفّا و أمارات صدق در آن زياد بود كه بهوسيلهء همان مكاشفات ، بسيارى از معضلات و دشوارىهاى راه خدا بر وى هموار مىشد و طريق خود را به خداوند مىيافت .
از نقلنمودن مكاشفاتش نيز براى رفقاى طريق ابائى نداشت و هر وقت به همدان مىرفتيم يا ايشان به قم يا طهران يا مشهد مىآمد از مشاهداتش براى ما بيان مىكرد .
از جمله مكاشفاتى كه نكات آموزندهاى داشت و مكرّر هم تعريف مىكرد ، كيفيّت اتّصال ايشان به حضرت آقاى حدّاد بود كه علّامهء والد نيز در جنگ خطّى خود آن را درج فرمودهاند و مناسب است در اينجا آورده شود .
مرحوم والد قدّسسرّه مىفرمايند :
جناب صديق ارجمند آقاى بياتى أطالَاللهُعمرَه ميگويند :
در همان زمان حيات مرحوم آيةالله انصارى و پس از رحلت استاد عظيم آيةالله قاضى رحمةاللهعليه يكى از شاگردان مرحوم قاضى به من معرّفى شد ، ولى او را نشناختم و سپس معلوم شد او حضرت عارف كامل حاج سيّد هاشم حدّاد است .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٥٢