امور اطاعت محض مىنمودند . منزلشان را كه در آن زمان فقط با مرحومهء والدهء گرامىشان بودند ، نزديك منزل آقاى حاج شيخ عبّاس قرار داده بودند و در نمازها و اوقات مخصوصه گاه و بيگاه از محضرشان بهرهمند مىشدند .
و روى همين زمينه و بر اثر شدّت علاقه بالأخره داماد ايشان شدند . و امّا حقير چون خودسپرده به آن مرحوم نبودهام و در جستجوى حقيقت ، آزادى بيشترى داشتم ، لهذا در نجف و كربلا ايشان را با وجود حيات مرحوم حاج شيخعباس به پيروى از دستورات مرحوم آقاى انصارى دعوت مىنمودم ؛ امّا دعوت به حضرت آقاى حاج سيّد هاشم بعد از ارتحال آن مرحوم بود . « 1 »
بارى ، جناب دوست حميم و صديق ارجمند اين حقير : آيةالله حاج سيّد ابراهيم أدام الله أيّامَ سعادته پس از ارتحال مرحوم آقا شيخ عبّاس طهرانى رضوان الله عليه ، مدّتى را به موطن خود باختران مراجعت نموده و در مسجد صاحب اقامهء جماعت و تدريس و ترويج مىنمودند ، و سپس به طهران آمده در قلهك در مسجدى به وظائف ارشاد و هدايت مردم مشغول ، و اينك قريب پانزده سال است كه در دِزاشيب نياوران در مسجد المهدى به اقامهء جماعت و ارشاد و تبليغ و ترويج و تدريس اشتغال دارند . حقّاً مرديست عالم و وارسته و خوشفهم و دقيقالنّظر و سريعالانتقال و دلسوز ، و براى دين و شريعت حميم و غمخوار كه روى همين مسائل با امراض مختلفى از قبيل اعصاب و زخم معده ساليان دراز است كه دست به گريبانند . حفِظه اللهُ إنْ شآءَ اللهُ و عافاهُ مِن جَميعِ الأَفاتِ و العاهاتِ ، و أبْقاهُ اللهُ ذُخْرًا لِلإسلامِ و المُسلِمينَ بِمحمَّدٍ وءَالهِ الطَّيِّبينَ الطّاهرين . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان مصدر ، ص 132 .
( 2 ) . همان مصدر ، ص 134 .