بودند و سابقهء ارتباطشان با هم به دوران تحصيل علّامهء والد در قم و استفادهء ايشان از دروس اخلاقى مرحوم آيةالله حاج شيخ عبّاس طهرانى بر ميگردد .
مرحوم والد هم از جهات علمى و فقهى آيةالله خسروشاهى و هم از جهات تقوا و ديانت ايشان بسيار تعريف ميكردند و سالها پيش كه در طهران ساكن بودند مىفرمودند : ايشان از معدود فضلائى هستند كه در طهران در مسائل علمى متضلّع بوده و دروسشان را عميق و متقن خوانده و به مراتب عالى علمى رسيده و جمع ميان علم و تقوا نمودهاند . « 1 »
هامش
( 1 ) . مرحوم علّامهء والد در مسألهء اجتهاد بسيار سختگيرى كرده و ميفرمودند : اجتهاد اوّلًا محتاج تضلّع در علوم مختلف بوده و صرف تحصيل اصول و فقه در آن كفايت نمىكند و بايد مجتهد خصوصاً به قرآن كريم و تاريخ و سيرهء معصومين عليهمالسّلام كاملًا آگاه باشد و با زبان روايات و فقه الحديث انس بگيرد و ثانياً داراى ملكهء قدسيّه بوده و از نور آن در استنباط احكام شرعيّه استضائه نمايد .
دربارهء برخى از كسانى كه از جهات علمى مجتهد محسوب مىشدند ميفرمودند : « اين اشخاص مجتهد فرمولى هستند و همانطور كه يك نجّار يا خيّاط طبق يك الگو و روش خاصّ اجزاء صندلى يا لباس را به هم متّصل مىكند ، اينها هم بر اساس برخى از فرمولها روايات را بررسى مىكنند و نتيجه مىگيرند ، ولى اين اجتهاد نيست و كار با اين فرمولها تمام نمىشود و در حقيقت اين اشخاص مجتهد نيستند . » و لذا نسبت به برخى از صاحبان فتوا كه در منصب مرجعيّت بودند مىفرمودند : « اين اشخاص مجتهد نيستند . » و بسيارى از بزرگان را فقط قريب الاجتهاد محسوب مىكردند .
بر همين اساس در زمان جوانى ما كه بزرگانى از اهل علم در طهران سكونت داشتند ميفرمودند : « در طهران حدّأكثر شايد يك يا دو نفر قريب الاجتهاد باشند كه يكى از آنها آيةالله خسروشاهى هستند كه در علم و عمل بسيار زحمت كشيدهاند . » و اين تعبير دربارهء ايشان از نظر مرحوم علّامهء والد مساوى بود با همطرازى ايشان با برخى از مراجع تقليد آن دوره كه از جهت سنّى بر ايشان بسيار متقدّم بودند .