در كتاب روحمجرّد شرحى از فضائل ايشان مرقوم نمودهاند كه ميزان محبّت و مودّت ميان اين دو بزرگوار از آن آشكار مىشود . جا دارد عين عبارات ايشان را نقل نموده و به همان بسنده كنيم . ايشان در شرح يكى از سفرهايشان به محضر مرحوم حضرت آقاى حدّاد ميفرمايند :
در همين ايّام زيارتى رجب يك روز صبح جناب دوست صميمى و رفيق شفيق و پاكدل و فاضل و سابقهدار حقير : حضرت آيةالله حاج سيّد ابراهيم خسروشاهى كرمانشاهى أدام الله أيّام بركاته ، براى ملاقات حقير و در ضمن زيارت حضرت آقاى حاج سيّد هاشم حدّاد بدانجا تشريف آوردند . بنده در اين كنار اطاق نشسته بودم ، و حضرت آقاى حدّاد در آن كنار خوابيده بودند بطوريكه صداى نفسهاى ايشان در خواب مشهود بود .
حقير سابقاً در عظمت حضرت آقاى حدّاد ، و قدرت علمى و توحيدى و سعهء علوم ملكوتى و واردات قلبيّه ، و تجليل و تكريم استاد اعظم آيةالله حاج ميرزا على آقاى قاضى قدّساللهتربته از ايشان ، بطور تفصيل براى اين دوست مهربانتر از برادر و صميمىتر از هر يار و دوست و بىشائبهتر از هر گونه توهّم شائبه ، مذاكره نموده بودم ؛ و جدّاً ايشان را دعوت به ارادت و تسليم در برابر ولايت آقاى حدّاد نموده بودم . « 1 »
تا آنكه ميفرمايند :
اوقاتى كه حقير در حوزهء طيّبهء قم به تحصيل مشغول بودم ، استاد سلوكى ما فقط حضرت آيةالله علّامه بودند كه دستورات خاصّى را ميدادند ، و جلسات چند نفرى مقرّر ميفرمودند . امّا جناب آقاى حاج سيّد ابراهيم به آيةالله حاج شيخ عبّاس طهرانى توجّه و دلبستگى بيشترى داشتند و از ايشان در جميع
هامش
( 1 ) . روحمجرّد ، ص 122 .