علّامهء والد از قابليّت مرحوم آيةالله بهجت نيز بسيار تجليل ميكردند و ميفرمودند : جوهرهء ايشان به گونهاى است كه اگر به همان منوال سابق در محضر مرحوم آيةالله قاضى مىماندند و استفاده ميكردند آيتى عظيم گشته و تحقيقاً قاضى ثانى بودند و به مقام توحيد مطلق و اصل مىگشتند .
چند بار اين معنا را با افسوس فراوان بيان فرمودند كه پدر آيةالله بهجت به واسطهء تحريك برخى از عالمان نجف ، كه در حقيقت از قطّاعالطّريق بوده و در لباس اهل علم درآمده بودند ، آيةالله بهجت را از اتيان برخى از مستحبّات نهى كرده و عملًا از تشرّف به محضر مرحوم قاضى مانع مىشوند و بدين سبب رابطهء آيةالله بهجت با ايشان كم مىشود و آنطور كه سابقاً استفاده مىنمودند نمىتوانند ادامه دهند .
علّامهء والد ميفرمودند : خداوند اطاعت از پدر يا حفظ رضايت وى را براى طىّ مسير سلوك و تقرّب به حضرت حقّ ، واجب فرموده است ولى در عين حال نبايد انسان به خاطر حرف پدر ، ولىّخدا را رها كند و در طىّ مسير عبوديّت و سلوكش خللى وارد شود و اگر آيةالله بهجت ارتباطشان كمافىالسابق باقى مىماند ، به مقام توحيد و فناء تامّ نائل مىگشتند و قاضى ثانى بودند .
مرحوم آيةالله بهجت نيز متقابلًا به مرحوم والد علاقهء وافرى داشتند و پس از رحلت ايشان نيز با اهتمام زيادى در مراسم رحلت و ختم ايشان شركت نموده و نماز ميّت را نيز ايشان بجا آوردند و خودشان نيز در مشهد مجلس ختمى در حرم مطهّر براى علّامهء والد گرفتند ؛ رضوان الله ورحمته عليهما .
آيةالله حاج سيّد ابراهيم خسروشاهى حفظهالله
حضرت آيةالله خسروشاهى مدّظلّه از دوستان قديمى مرحوم والد
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٠١