دارد ؟ حضرت فرمودند : نمىترسى عذاب و عقوبتى نازل شود و همهء شما را بگيرد ؛ مگر خبر صحابى موسى را كه پدرش از فرعونيان بود نشنيدهاى ؟ زمانى كه سپاه فرعون به حضرت موسى رسيد ، اين صحابى خواست تا پدرش را موعظه و نصحيت كند و از حضرت موسى جدا شد و او و پدرش با ناراحتى و غضب با همسخن مىگفتند كه ناگهان هر دو غرق شدند . وقتى حضرت موسى خبر او را شنيد ، از جبرئيل حالش را پرسيد ؟ جبرئيل گفت : خدا رحمتش كند ، غرق شد و بر اعتقاد پدرش نبود ، و ليكن در زمان نزول عذاب كسى كه نزديك گناهكار است نيز از قهر خدا در أمان نيست . « 1 »
بايد دانست كه اين قطع ارتباط در بسيارى از موارد ، نوعى إحسان و خدمت به اين افراد و موجب بازداشتن ايشان است و سبب مىشود كه زمينهء دورشدن از معصيت بيشتر برايشان فراهم گردد .
عميربنبريد ميگويد : نزد أبوالحسنالرّضا عليهالسّلام بودم كه نام عموى ايشان محمّد ديباج برده شد . حضرت فرمود : با خود عهد كردم كه هيچ سقفى بر من و او سايه نيفكند ! با خود گفتم : أبوالحسنالرّضا عليهالسّلام ما را به نيكى و صلهء أرحام سفارش مىكند و خود دربارهء عمويش چنين ميگويد ! دراينحال حضرت به من نگاه كرده و فرمودند : اين قهر و قطع من نيز نيكى و صلهء أرحام است ! عمويم اگر با من آمدوشد كند مردم مىبينند ، و اگر دربارهء من كلام بدى بگويد مردم او را تصديق مىكنند . أمّا اگر رفتوآمدى نباشد مردم ديگر گفتار او را نمىپذيرند . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 71 ، باب من لاينبغى مجالسته ، ص 195 ، ح 25 و ص 200 ، ح 39 .
( 2 ) . همان مصدر ، ح 6 .