تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
« اى پسر جَهم ! هركس با دين خدا مخالفت ورزد ، از او تبرّى كن و بيزارى بجوى ، هركس كه باشد و از هر قبيله و گروهى كه باشد . و هركس با خداوند دشمنى نمود ، با او موالات و دوستى منما ، هر كس كه باشد و از هر قبيله‌اى كه باشد . عرض كردم : اى فرزند رسول خدا ! منظور از كسى كه با خداوند دشمنى مىنمايد كيست ؟ حضرت فرمودند : كسى كه معصيت را پيشهء خود ساخته است . » سليمان جعفرى ميگويد : شنيدم كه حضرت أبوالحسن عليه‌السّلام به پدرم ميفرمود : مىبينم با عبدالرّحمن بن يعقوب مراوده دارى ؟ ! پدرم گفت : عبدالرّحمن دايى من است ! حضرت فرمودند : او دربارهء خدا اعتقاد هولناكى دارد ، او خدا را وصف نموده و محدود مىكند و خدا را نبايد اين گونه وصف كرد ؛ « 1 » يا با ما مجالست كن و او را رهاكن ! يا با او مجالست نما و ما را رها كن . پدرم گفت : اگر اعتقاد او را نداشته باشم مجالست با او چه ضررى برايم
هامش
( 1 ) . سليمان جعفرى ، سليمان بن جعفر بن إبراهيم بن محمّد بن علىّ بن عبد الله بن جعفر الطّيّار است . كشى گويد : قالَ العَبدُ الصّالحُ لَهُ : يا سُلَيمانُ وَلَدَكَ رَسول‌ُاللَهِ صَلَّى الله عَليهِ وَ ءَالِهِ وَ سلَّم ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : وَلَدَكَ عَلىٌّ عليه‌السّلامُ مَرَّتينِ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : وَ أنتَ لِجَعفَرٍ رَحِمَهُ اللهُ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : وَ لَولا الَّذى أنتَ عَليهِ ما انتفَعتَ بِهَذا . « امام كاظم عليه‌السّلام به سليمان جعفرى فرمودند : اى سليمان ، نسب تو از طريق أجداد مادرى به رسول خدا صلّى الله عليه و آله وسلّم مىرسد ؟ عرض كرد : آرى . حضرت فرمودند : و نسب تو از دو طريق به أميرالمؤمنين عليه‌السّلام مىرسد ؟ عرض كرد : آرى . فرمودند : و تو از نسل جعفر طيّار رحمه‌الله مىباشى ؟ عرض كرد : آرى . حضرت فرمودند : ولى اگر اين ولايتى را كه دارى نداشتى و از شيعيان نبودى ، از هيچ يك از اين نسب‌ها نفعى نمىبردى . » ( رجال‌الكشى ، ص 474 ، رقم 900 )