تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
شخص در مجلسى نموده بود ، ارتباط خود را با وى قطع نمودند و چنان شد كه حقير هرگاه او را مىديدم از تاريكى و سنگينىاش قبض مىشدم . بعد از طرد اين آقا ، مسافرتى به طهران پيش آمد . حضرت علّامهء والد بنا بر عادت معهود سفارش به صلهء أرحام كردند . عرض كردم به ديدن آقاى فلانى هم بروم ؟ فرمودند : أبداً نرويد آقا ! گذشت ، حكم تغيير كرد . قطع ارتباط با كسانى كه از طريق صواب منحرف شده و زمام اختيار خود را به نفس أمّاره مىدهند از مسلّمات سيرهء أهل‌بيت عليهم السّلام است . حضرت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام در پاسخ نامهء طلحه و زبير مىفرمايند : زَعَمْتُما أَنَّكُما أَخَواىَ فىالدّينِ وَ ابْنا عَمّى فىالنَّسَبِ فَأَمّا النَّسَبُ فَلاأُنْكِرُهُ وَ إن كانَ النَّسَبُ مَقْطوعًا إلّاماوَصَلَه‌ُاللَهُ بالْإسْلامِ . « 1 » « شما چنين مىپنداريد كه برادران دينى و پسرعموهاى من هستيد ؟ أمّا نسب و پيوند خونى خود را با شما إنكار نمىكنم اگرچه نسب نيز مقطوع و بىفائده است مگر نسبى كه خداوند با إسلام و هم‌كيشى آن را پيوند زده باشد . » زيد بن موسى برادر حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه آلاف التّحيّةوالثّناء در بصره يا مدينه خروج كرد و خانه‌هاى بنىالعبّاس را به آتش كشيد و به سبب اين امر ، به زيدالنّار مشهور شد . زيد را به بند كشيده و نزد مأمون آوردند و او زيد را نزد امام رضا عليه‌السّلام فرستاد و گفت : براى خاطر شما ، از جرمش گذشتم . وقتى زيدالنّار را نزد حضرت آوردند ، امام عليه‌السّلام شديداً او را توبيخ كرده و فرمودند : اى زيد ! چه چيز تو را فريب داد ؟ آيا گفتار فرومايه‌گان كوفه كه مىگويند : چون فاطمه سلام‌الله‌عليها پاك‌دامن بود ، خدا آتش جهنّم را بر ذرّيه و فرزندان او حرام كرد ؟ ! اين منقبت تنها براى حسنين عليهماالسّلام مىباشد .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 344 .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 653 | السيد محمد صادق الطهراني