تصادم شكوك و تعارض ادلّه مىباشد ؛ چه اين حيرتىاست مذموم و خُلقى است نامحمود ، و إليه أشار الحلّاج بقوله :
مَن رامَه بِالعَقلِ مُستَرشِدًا * أسرَحَه فى حَيرَةٍ يَلهو
وَ شابَ بِالتَّلبيس أسرارَه * يَقولُ فى حَيرَتِه : هَل هو « 1 »
و حيرت محمود ، حيرت اولوا الأبصار است كه از توالى تجلّيات و تتالى بارقات در مشاهدهء كبرياء و عجائب ربوبيّت حاصل مىشود . و إليه أشار من قال :
ربّ زِدْنى تَحيُّرًا فيك ، و من قال :
قد تَحيّرتُ فيك خُذ بِيدى * يا دليلًا لِمن تَحَيَّر فيكا « 2 »
در تو حيرانم و اوصاف و معانى كه تو راست * واندر آن كس كه تو را بيند و حيران تو نيست
چنان كه آدمى را دو چشم ظاهر است كه به آن عالم شهادت را مىبيند ، در باطن نيز دو چشم است كه به آن عالم غيب را تواند ديد ، اگر گشوده باشد ؛ ليكن اكثر مردمان را آن دو چشم باطن بستهاست ؛
لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها .
« 3 » و
هامش
( 1 ) . « كسى كه آهنگ زيارت خدا كند و از عقل خود ارشاد بخواهد ، عقلْ او را در وادى حيرت به بازى و غفلت از مقصود سرگرم و رها مىكند . و اسرار و معارفى را كه از عالم غيب بر دل او مىتابد ، با نيرنگ خود ، كدر و آميخته مىكند ؛ و در نتيجه آن سالك كه در دام حيرت گرفتار آمده ، با هر چه رو به رو مىشود ميگويد : آيا اين همان مقصود و محبوب من است ؟ و در اثر حجاب حيرت ، از شناخت محبوب حقيقى باز مىماند . »
( 2 ) . « در تو حيران و مبهوت شدهام . از من دستگيرى كن اى راهنماى كسانى كه در تو متحيّر گشتهاند ! »
( 3 ) . قسمتى از آيه 179 ، از سورهء 7 : الأعراف .