از آنجا كه مخاطب اين مكتوب ، خود اهل علم و حكمت بوده و با اسلوب علمى نوشته شده و مشحون از استدلال به آيات قرآنيّه و روايات أهلبيت عليهم السّلام و نيز كلمات و اشعار بزرگان از اهل عرفان است ، و با بيان گرم و دلنشين ، انگيزهء حركت به عوالم علوى را در دل انسان پديد مىآورد ، به جرأت مىتوان آن را از نفيسترين آثار بر جاى مانده از مكتب توحيدى و عرفانى اهلبيت عليهم السّلام به حساب آورد . و لذا عين اين رساله را براى مطالعهء أرباب سلوك و استفادهء فضلاء گرامى در اينجا مىآوريم .
« نامهء شريف قرّةالعين الحبيب فىالله ميرزا محمّدسعيد - فتح الله عين قلبه بنور البصيرة - رسيد . و بعد از اطّلاع بر مضمون آن مسرّتى دست داد و مساءتى روى نمود . امّا سبب مسرّت ، اشتمال آن بر تيقّظ و آگاهى آن برادر روحانى و تأسّف ايشان بر فوت وقت و ضياع سرمايه كه به صرافت آن افتادهاند ، و داعيهء وصول به كمال كه در ايشان پديد آمده ، و درد طلب و شوقى كه روى نموده ، زاده الله شوقاً و تعطّشاً إليه ؛ چه اين دردىاست كه سرمايهء همهء درمانهاست ، و قفلىاست كه مفتاح كنوز سعادت دلها و روانهاست . غمىاست كه به دعا بايد خواست ، و دردى است كه به دوا بايد تحصيل نمود .
كفر ، كافر را و دين ، ديندار را * ذرّهاى دردت دل عطّار را
در أزمنهء سابق أصحاب اين درد بسيار بودهاند و طبيب آن كمياب ، و درين أعصار صاحب آن كمياباست و طبيب آن مفقود .
دواى درد عاشق را مگر يابم نشان از كس * در اين بازار در دكّان هر عطّار مىگردم
نيامد بر منش رحمى ، طبيب عشق را هر چند * در اين بازار عطّاران من بيمار مىگردم
و أمّا سبب مساءت ، وقوع ايشان در بيدارى حيرت نظّار ، كه به سبب