نداشت لاأقلّ سعى كند در سحر بيدار باشد ؛ چرا كه نفسِ بيدارى شب موجب تنوير قلب و دل سالك مىشود .
مىفرمودند : بيدارى شب در وصول سالك به كعبهء مقصود و إزالهء حجاب پندار و اكتحال به نور بصيرت بسيار مهمّ است و بايد آن را به بيدارى بين الطّلوعين متّصل سازد . بايد شب را با نماز شب و ذكر و ياد خدا إحياء كند ، آن هم نماز شبى با توجّه تامّ و دلى آكنده از عشق و محبّت حضرت پروردگار ، بگونهاى كه لوح دل را از خواطر و نقش غير ، پاك و خالى سازد تا اينكه قابليّت إشراق أنوار فيض از جانب حضرت ربّ ودود را داشته باشد .
خاطرت كى رقم فيض پذيرد هيهات * مگر از نقش پراكنده ورق ساده كنى « 1 »
مسألهء سوّم : سؤالى بود كه در خاطر حقير نسبت به عشق و محبّت حضرت پروردگار بود . توضيح اينكه : اجمالًا براى بنده معلوم بود كه محبّت و عشق به خداوند علىّ أعلى أمرى است وراى هر مطلوب و مقصود كه برتر و أفضل از آن نه تنها چيزى نيست بلكه در تصوّر نيز نمىآيد . چرا كه اين دولت عشق به مقتضاى حديث قرب نوافل مقدّمهء فناء و لقاء حضرت حقّ بوده و همان قدر كه لقاء خدا شرافت دارد مقدّمهاش نيز شريف و عزيز است : « جانب عشق عزيز است فرو مگذارش » ، و نيز در آيات قرآن كريم و روايات و أدعيهء مأثوره از أهلبيت عليهم السّلام بر عشق و محبّت به حضرت پروردگار و تحصيل آن ترغيب و تأكيد بسيارى شده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . ديوانحافظ ، ص 218 ، غزل 476 .
( 2 ) . در سورهء بقره آيه 165 در وصف مؤمنين ميفرمايد :وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ. « كسانى كه ايمان آوردهاند محبّتشان به خدا بيشتر است . » و در سورهء توبه آيه 24 ، كسانى كه محبّت غير خدا را بر محبّت خدا ترجيح مىدهند فاسق شمرده و ميفرمايد :قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ-