محبّت او را به مقام فناء فىالله برساند .
خود ايشان حتّىالمقدور هيچ مكروهى را انجام نداده و به تمام مستحبّات چه در امور عبادى و چه در امور غير عبادى مثل آداب نشستن و برخاستن و لباس و خوراك و أمثال اينها ملتزم بودند . « 1 »
مرحوم آية الله انصارى عشق و محبّت و حرارت فوقالعادهاى داشتند و مجالس ايشان ، مجلس انس و جذبه و بسيار با حرارت بود ، به طورى كه آن حرارت و شور براى حقير نيز كه در سنين طفوليّت همراه مرحوم والد در آن جلسات شركت مىكردم ملموس بود . و بعضاً شاگردان نيز بواسطهء مجالست با ايشان به قدر استعداد و ظرفيّت خود أثر گرفته و اين حرارت و محبّت در آنها ظاهر مىشد ، البتّه كسى طاقت آن عشق و آتش ايشان را نداشت و فقط يك ظهور خفيفى در نفوس پيدا مىشد و بدين طريق به استاد جذب مىشدند .
اين روش تربيتى در مرحوم حاج سيّدهاشم حدّاد أفاض الله علينا من بركات تربته به نحو أكمل و أوفى بود ، ولى ايشان علاوه بر آن از « ذكر » نيز در تربيت نفوس استفاده مىكردند .
قلب انسان بسان آينهاى است كه قابليّت انعكاس انوار علم و معرفت و عرفان إلهى را دارد ، أمّا در أثر اشتغال به تدبير امور بدن و قيام به ضرورات عالم طبع و ابتلاى به تكاثر و خوض در عالم كثرت رين و زنگار گرفته و آن صفا و پاكى خود را از دست مىدهد ، أمّا سالك راه خدا دل را به صيقل ذكر جلا داده و در
هامش
( 1 ) . علّامهء والد در كتاب شريف روحمجرّد ، ص 125 و 126 در ضمن حكايت گفتگوى خود با حضرت آية الله خسروشاهى مىفرمايند : يمن در نجف أشرف با آقاى أنصارى دوماه تمام بودهام و يك سفر چهاردهروزه به همدان رفته و تمام مدّت از نزديك حالات و مقامات و كمالات و شدّت عبوديّت وحرص مفرط در احترام به شريعت را به قدرى در ايشان قوى ديدهام كه شايد در بعضى از جاها به نظر حقير زيادهروى هم به نظر مىآمد . »