تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
نفس در امان مانده و حفظ گردند ، ايشانند رستگاران . » آرى قسم به خدا اين افراد كامياب و رستگار شدند ؛ اگر مؤمنى را ببينند او را إكرام نموده و گرامى مىدارند و اگر منافقى را ببينند از او دورى مىگزينند . چون شب ايشان را فرا گيرد زمين خدا را بستر خود قرار داده و خاك را بالش مىسازند و پيشانىهاى خود را بر زمين نهاده ، براى رهانمودن خود از آتش به درگاه پروردگارشان به تضرّع و زارى مشغول مىگردند و چون صبح گردد در ميان مردم وارد مىشوند در حالى كه شهرت و آوازه‌اى ندارند و كسى به ايشان چندان توجّهى نمىكند . از تردّد در راههاى پر رفت‌وآمد حذر مىكنند تا كسى ايشان را نشناسد و به امر خود مشغول باشند . و براى شستشو و خوشبونمودن خود به آب اكتفاء نموده ( و از عطرها و آراستگىهاى ظاهرى كه موجب جلب توجّه مردم مىشود ، استفاده نمىنمايند . ) در مجاهدهء در راه خدا نفسهايشان خسته گرديده و به جهت عبادت و انجام أوامر إلهى بدنهايشان را به سختى و كوشش وادار نموده‌اند و مردم از ايشان در آسايش و راحتى به سر مىبرند . ايشان در نزد مردم بدترين خلق و در نزد خداوند برگزيدگان خلق مىباشند . اگر در بين مردم سخنى بگويند ، مردم سخنشان را باور نمىنمايند و اگر جهت اختيار همسر خواستگارى نمايند ، ايشان را به دامادى نمىپذيرند و اگر در بين مردم حاضر باشند كسى ايشان را نمىشناسد و اگر غائب گردند كسى به دنبال ايشان نگشته و غيبت ايشان را احساس نمىكند . دلهايشان از خداوند خائف و ترسان است و زبان‌هايشان در حبس و زندان مىباشد و سينه‌هايشان مخزن سرّ خداوند است . اگر براى سرّ إلهى اهلى بيابند ، آن را به او عطا مىكنند و اگر كسى را اهل و لائق آن نيابند ، بر زبانهايشان قفلهايى مىنهند و كليدهاى آن قفلها را پنهان مىكنند و دهان‌هاى خود را محكم مىبندند .