تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
توضيح اينكه روش تربيتى مرحوم آية الله أنصارى قدّس سرّه ، روش محبّت و جذبه بوده است و ايشان سالكين راه خدا را در طريق « قرب فرائض » و « قرب نوافل » « 1 » سير داده و به شاگردان خود دستور مىدادند كه نسبت به اتيان واجبات و ترك محرّمات التزام تامّ داشته باشند و حتّى نسبت به اتيان مستحبّات و ترك مكروهات عنايت خاصّى داشتند ، تا اينكه سالك رفته‌رفته رشته‌هاى علاقهء به ماسوىالله را گسسته و سلطان محبّت طلوع كرده و اين
هامش
( 1 ) . قرب فرائض و قرب نوافل اشاره است به طريقه‌اى كه از اين حديث قدسى مستفاد است : قالَ رَسولُ اللَهِ صَلَّى الله عَلَيهِ وَ ءالِهِ وَ سَلَّمَ : قال‌َاللهُ : ما تَحَبَّبَ إلَىَّ عَبدى بِشَىءٍ أَحَبَّ إلَىَّ مِمّا افْتَرَضْتُهُ عَلَيهِ ؛ وَ إنَّهُ لَيَتَحَبَّبُ إلَىَّ بِالنّافِلَةِ حَتَّى احِبُّهُ ، فَإذا أَحْبَبْتُهُ كُنتُ سَمعَهُ الّذى يَسمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الّذى يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسانَهُ الّذى يَنطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الّتى يَبطِشُ بِها وَ رِجْلَهُ الّتى يَمْشى بِها ؛ إذا دَعانى أجَبْتُهُ وَ إذا سَأَلَنى أَعْطَيْتُهُ وَ ما تَرَدَّدتُ فى شَىءٍ أَنا فاعِلُهُ كَتَرَدُّدى فى مَوْتِ مُؤْمِنٍ يَكرَهُ المَوتَ وَ أنا أَكْرَهُ مَسآءَتَهُ . « هيچ بنده‌اى به سوى من أسباب محبّت خود را فراهم نمىسازد به چيزى كه محبوبتر باشد نزد من از آنچه كه من بر وى حتم و واجب نموده‌ام ؛ و به طور حتم و يقين بندهء من به سوى من أسباب محبّتش را گرد مىآورد با به‌جاآوردن كارهاى مستحبّ ، تا جايى كه من او را دوست دارم ؛ پس چون من او را دوست داشتم من گوش او هستم كه با آن مىشنود و چشم او هستم كه با آن مىبيند و زبان او هستم كه با آن سخن ميگويد و دست او هستم كه با آن مىدهد و مىگيرد و پاى او هستم كه با آن راه مىرود . وقتى كه مرا بخواند اجابت مىكنم و وقتى كه از من درخواست كند به او عطا مىنمايم . و من هيچگاه تردّد ننمودم در چيزى كه مىخواستم آن را به جاى آورم مانند تردّدم در مرگ مؤمنى كه اراده داشتم او را بميرانم ؛ او مرگ را ناگوار مىداشت و من آزار و اذيّت او را ناگوار مىداشتم . » حضرت علّامهء والد رضوان الله عليه در سند اين حديث شريف از كتب فريقين و بيان مفاد و معناى آن از كلمات علماء و عرفاى ذوى العزّ و المقدار ، در مجلد أوّل از دورهء الله‌شناسى ص 279 تا ص 313 ، به صورت مشروح و مستوفى بحث نموده‌اند .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 245 | السيد محمد صادق الطهراني