نحوهء ارتباط مرحوم علّامهء والد
با أساتيد و آيات عالَم عرفان
حضرت علّامه والد معظّم أعلى الله مقامه الشّريف گرچه أساتيد عرفان خود را در يك سطح و افق در تحقّق به مقام توحيد و تمكّن در آن نمىدانستند ، ولى نسبت به همهء آنها كمال ادب و تواضع قلبى و فروتنى را داشتند .
نسبت به حضرت علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه احترام بسيارى قائل بوده و محبّت شديدى داشتند و ايشان را مردى بسيار بزرگ و زحمتكشيده و رياضتديده مىدانستند و براى ايشان در امور عرفانى مقامى بسيار عالى و راقى معتقد بودند ، و از بياناتشان چنين استفاده مىشد كه مقام فناء براى آن بزرگوار در پايان عمر حاصل شده و با آن حال از دار فانى رحلت نمودند .
در محضر پر نور اين مفسّر عظيمالشأن ، عارف و حكيم إلهى بود كه اوّلين بارقههاى محبّت و جذبات إلهى بر دل ايشان نشست و نفحات مبشّرهء عالم قدس بر قلب و روحشان به وزش درآمد و علّامهء والد را بسوى منبع حقيقت و نور سوق داد .
دربارهء مرحوم آية الله حاج سيّدجمالالدّين گلپايگانى مىفرمودند : ايشان از اولياء خدا و بسيار دلسوخته و رنج ديده و زحمتكشيده و در رياضت به سر برده و أهل عبادت و دعا و عرفان بودند ، ولى عنوان كامل را دربارهء ايشان به كار نمىبردند .
حضرت والد چون به نجف أشرف مهاجرت مىكنند به اشاره و دلالت
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 231
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٢٣١