دوست با آسايش و راحتى به مطلوب خود برسد ، در حالىكه جنّت عدن كه بارها از مقام لقاء پائينتر است در بين مكاره و محن جاى گرفته است .
بارى ، حضرت والد روى اين دو جهتى كه عرض شد به هر يك از أساتيدشان كه مىرسيدند به سرعت از خواصّ و أصحاب سرّ ايشان شده و نهايت استفاده را مىنمودند .
شايد يكى از أسرار تعدّد و تبديل استاد در سلوك ايشان و انتقال از خدمت مرحوم آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى به محضر مرحوم حضرت آية الله أنصارى و سپس به محضر عارف كامل حضرت آقاى حدّاد قدّسالله أسرارهم نيز همين سير سريع ايشان بودهاست .
جناب صديق مكرّم و رفيق ارجمند آقاى حاج سيّدحسين دانشمايهء نجفى كه از تلامذهء مرحوم آية الله حاج شيخ عبّاس قوچانى بودند و بعداً بر أساس سفارش ايشان خدمت علّامه والد معظّم رسيده و از شاگردان ايشان شدند « 1 » نقل مىكردند كه مرحوم آقاى قوچانى به من فرمودند : « وقتى آقا سيّدمحمّدحسين به نجف آمدند من يك أربعين به ايشان دادم . ايشان در همين أربعين اوّل سير بسيار سريعى داشتند و حالات و مكاشفاتى بسيار قوىّ برايشان روى داد و من در امر ايشان متحيّر شدم . »
شاهد اين معنى اين است كه در زمان تشرّف حضرت آية الله أنصارى به نجف أشرف مرحوم آية الله قوچانى به علّامهء والد دستور دادهاند كه حالاتت را
هامش
( 1 ) . ايشان نقل مىكنند كه : من مدّتى خدمت مرحوم آية الله قوچانى تردّد داشتم و در مجالس روضهء ايشان شركت مىكردم . پس از گذشت حدود دو سال ، ازبيانات ايشان متوجّه شدم كه صرف اين آمدوشدها كافى نيست و راه خدا استاد لازم دارد . بعداً وقتى دربارهء استاد از خدمتشان سؤال كردم فرمودند : من إذن دستگيرى دارم و غير از من مىتوانيد در كربلا خدمت آقاى حدّاد و در طهران خدمت آقاى حاج سيّدمحمّدحسين برويد .