تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
1 . عاقبت و نتيجهء صبر من در محبّت و عشق به تو پسنديده و مورد ستايش است ، امّا صبر از مشاهده و لقاى تو هرگز پسنديده نخواهد بود . 2 . آنچه از رنج و محنت در طريق محبّت ، به اين عاشق دلسوخته مىرسد همه را عطايى از حضرت دوست مىدانم و تحقيقاً عزم راستين و عهد من در وفاى به تو ، از اينكه با اين سيل بلا سست و گشوده شود ، ايمن است . 3 . و در طريق عشق هر اذيّت و آزارى كه از تو و عشق تو به من برسد و آن را بر من روا دارى در عوضِ گلايه و شكوه ، شاكر و سپاس‌گذار تو هستم . 4 . آرى ، افروخته‌شدن آتش عشق اگر چه به ظاهر بر من ستم روا دارد ، ولى در راه عشق نعمتى گران بشمار مىآيد . 5 . خوف و ترسى كه در راه وصال تو ديدم و سختىهايى كه به من رسيد ، روى مرا از راه تو و فناى در ذات تو باز نداشت . 6 . بلا و ابتلا را براى من عذب و گوارا ساختى و مرا به أمواج بلايا سپردى ، امّا چون همهء اينها از توست پس براى من زيباترين زيور خواهد بود . 7 . سالكى كه تنها نظر به جمال تو دارد و به آن فريفته گشته و از جلال تو روىگردان است خود را مىبيند كه از عالىترين عيش و حيات به‌سوى پستى گرائيده است . 8 . نفس متنعّم و نازپرورده‌اى كه مىخواهد در طريق محبّت تو ، هيچ رنج و سختىاى را تحمّل نكند ، زمانى كه خواهان عشق و محبّت حضرت محبوب شود ، او را از آستان حضرت دوست باز مىدارند . 9 . روح آسايش‌طلب هيچگاه به ودّ و محبّت حضرت پروردگار دست نمىيابد و نفسى كه دوستدار لذّت زندگانى است به مقام قرب نخواهد رسيد . 10 . در راه محبّت تو صفا و خوشى كجاست ؟ دور است زندگانى عاشق صادق از زندگى بدون رنج و تعب ! و چگونه ممكن است كه طالب لقاء حضرت